غلامعلى صفايى

66

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

مانند قول خداوند متعال : وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ ( الأنبياء / 57 ) . بنابراين نتيجه گرفته مىشود كه قول زمخشرى كه عبارت است از لزوم الحاق نون تأكيد به فعل مضارع آن‌گاه كه بر آن لام جواب قسم داخل شده است صحيح نمىباشد زيرا در دو مورد اوّل و دوّم الحاق نون تأكيد ممتنع مىباشد . نكته : مىتوان از زمخشرى اين‌گونه دفاع كرد كه او مىگويد هرگاه لام بلافاصله بر فعل مضارع جواب قسم قرار گرفت نون تأكيد به آن ملحق مىشود ، و چنان‌كه ملاحظه شد در تمامى اقسام هرگاه لام بالمباشره بر فعل مضارع قرار گيرد نون تأكيد به آن ملحق مىشود و در قسم جيم نوع اوّل كه نون تأكيد به فعل مضارع ملحق نشده دليل آن اين است كه بين لام و فعل مضارع يك مبتدا در تقدير است . مسألة : متن للام الابتداء الصدرية و لهذا علّقت العامل في نحو : « علمت لزيد منطلق » و منعت من النصب على الاشتغال في نحو : « زيد لأنا اكرمه » . . . شرح يكى از احكام لام ابتدا اين است كه صدارت‌طلب مىباشد به طورى كه مانع از عمل ماقبل بر مابعد خود و بالعكس مىشود و به همين جهت افعال قلوب را از عمل ، تعليق و باز مىدارد و مانع نصب اسم مقدر در باب اشتغال مىشود زيرا يكى از شرايط نصب آن است ، اين است كه فعل مؤخر شأنيت و توان عمل برآن اسم را داشته باشد ، و وقتى كه لام ابتدائيت بين آن اسم و فعل بعد از آن فاصله شد ، لام ابتدائيت به واسطه صدرات‌طلبى خود مانع از عمل آن فعل بر اسم مقدم مىشود و چون آن فعل ديگر شأنيت عمل بير آن اسم ندارد ، لذا اين عمل نمىتواند آن فعلى را كه عامل نصب در آن اسم است و مقدر مىباشد تفسير كند زيرا مفسّر در باب اشتغال بايد تمامى خصوصيات معنوى و لفظى مفسّر را دارا باشد .