غلامعلى صفايى
44
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
اين گونه مىباشد : « خدا قطع و تكهتكه كند اعضاى بدن تو را » مخفى نماند كه مولف كتاب در اين موارد كه دو مفعول مطلق مىآورد يكى براى دعاى به خير و يكى براى دعاى به شر مىباشد . « 1 » بايد دانست كه اين لام چون حرف غير زائده است متعلق مىخواهد و متعلق آن در هرچهار نوع محذوف است . مثالى كه در دو قسم سوم و چهارم ذكر شده است : « سقيا لزيد و جدعا له » مىباشد . زيرا لام در « سقيا له » نوع سوم است چون « زيد » حتما مفعول براى « سقيا » است زيرا اصلا فاعل آن در اين موارد دعايى هرگز ذكر نمىگردد و مشخص است كه مثلا « اللّه » است چون در اصل « سقى اللّه زيدا » بوده است و ضمنا چون دعا براى « زيد » است بنابراين حتما او مفعول است و بدليل اينكه قبلا ذكرى از « زيد » و مفعوليت آن نشده پس غير معلوم از قبل است ، به خلاف ضمير در « جدعا له » كه چون به « زيد » عود مىكند بنابراين از قبل « زيد » بودنش و مفعول واقع شدن او معلوم است . بنابراين اين قسمت از مثال نمونهاى براى نوع چهارم است . بايد دانست كه در تعيين متعلق اين لام - دو نوع سوم و چهارم - چهار قول است : 1 - لام متعلق به اين دو مصدر مذكور - سقيا و جدعا - و يا به فعل اين دو كه اين دو مصدر نايب از آن دو مىباشد است ، لكن اين قول صحيح نيست زيرا هم مصدر و هم فعل آنها متعدى مىباشد و فعل متعدى نيازى به حرف جر براى وساطت بين آن و مفعولش ندارد . 2 - لام زائده تقويت است كه اصلا متعلق نمىخواهد ، و دليل لام تقويت بودن آن اين است كه عامل در جار و مجرور در اينجا در هرصورت چه خود مصدر باشد و چه فعل محذوفى كه مصدر جانشين شده باشد ، هردو عامل ضعيف هستند چون اگر مصدر عامل باشد كه او فرع در عمل است زيرا اصل در عامل فعل
--> ( 1 ) - ر . ك : مجمع البحرين : 4 / 309 .