غلامعلى صفايى
425
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و همچنين الف تصغير نبايد از قسم الف بدل از نون ساكن شمرده شود . بايد دانست كه الف تصغير ، الف زائدهاى است كه در آخر تصغير كلمات مبنى بوده و عوض از ضمه فاء الفعل وزن اسم تصغير آورده مىشود ؛ زيرا فاء الفعل در تصغير اسمهاى مبنى ، مفتوح مىباشد ، مانند « ذيّا » تصغير « ذا » و « اللّذيّا » تصغير « الذي » و چنان كه ابن مالك مىگويد : و صغّروا شذوذا « الّذي » و « الّتي » * و « ذا » مع الفروع منها « تا » و « تي » لأنهنّ أجزاء الكلمات لا كلمات : دليل براى « لا يجوز » است ، يعنى جايز نيست اين ده الف ( 1 - الف بدل نون « إذن » ، 2 - الف تكثير ، 3 - الف مقصور تأنيث ، 4 - الف الحاق ، 5 - الف اطلاق ، 6 - الف تثنيه ، 7 - الف اشباع در استفهام حكايتى ، 8 - الف اشباع غير استفهام حكايتى ، 9 - الف مبنيه در وقف ، 10 - الف تصغير ) جزء اقسام الف مورد بحث شمرده شود ؛ زيرا تمامى اين ده الف ، جزئى از اجزاى كلمه خود ، مانند حروف كلمهء « زيد » مىباشند ، پس الف در آنها اين گونه نيست كه يك كلمه مجزا باشد و ما بقى نيز يك كلمه ديگر باشد تا بحث از الف به عنوان يك كلمه مستقل شود ، بلكه الف در اين كلمات يا حرف اصلى و يا زائد آن كلمات هستند ، و چون در اين كتاب از مفردات و كلمات مفرده بحث مىشود و اينها كلمه نيستند بنابراين از آنها بحث نمىشود .