غلامعلى صفايى

421

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

و اگر مكسور بود به صورت حرفى بين همزه و ياء تلفظ شود . البته اگر همزه ساكن بود و ماقبل آن متحرك بوده همين قاعده نيز در آن جارى است و به صورت حرفى بين همزه و ياء تلفظ شود . البته اگر همزه ساكن بود و ماقبل آن متحرك بوده همين قاعده نيز در آن جارى است و به صورت حرفى بين همزه و حرف مناسب آن حركت تلفظ مىشود . همزه محققّه : همزه‌اى كه متحرك بوده و به حركت خود خوانده مىشود و مايل به حرف ديگرى نمىشود . « 1 » چنان كه ابن مالك در بحث همزهء وصل مىگويد : و أيمن همز ال كذا و يبدل * مدّا في الاستفهام أو يسهّل السابع : هفتمين وجه الف ، الف فاصله بين دو نون تأكيد ثقيله و نون جمع مؤنث است مثل « اضربنانّ » . بايد دانست كه توسط اين الف در اين مورد واجب است تا اينكه توالى سه نون لازم نيايد . الثامن : هشتمين قسم از الف ، الفى است كه به اسم مناداى مستغاث يا اسم مناداى متعجب منه و يا اسم مناداى مندوب براى كشيدن صدا ملحق مىشود تا شدت استغاثه يا تعجب يا ندبه را بيان كند و همچنين در باب استغاثه عوض از لام استغاثه مفتوحهء داخل بر مستغاث به نيز باشد ، چنان كه ابن مالك مىگويد : و لام ما استغيث عاقبت ألف * و مثله اسم ذو تعجب الف و مانند قول شاعر : « يا يزيدا لآمل نيل عزّ * و غنى بعد فاقة و هوان » « 2 » شاهد : در الحاق الف به مناداى مستغاث و حذف لام مستغاث به است . تركيب شعر : « يا » حرف ندا « يزيد » مناداى مبنى بر ضم كه به جهت مناسبت با الف فتحه داده شده است و لام در « لآمل » لام مستغاث لاجله است و « آمل » اسم فاعل و مجرور و مستغاث لاجله مىباشد و « نيل » مفعول اسم فاعل و مضاف به

--> ( 1 ) - ر . ك ، موسوعة النحو و الصرف و الإعراب : 227 ، شرح ابن عقيل : 2 / 547 . ( 2 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 791 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 158 ، شرح الاشموني : 3 / 166 .