غلامعلى صفايى

419

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

قريب براى تو باشد - آن شكست - در حالى كه تو نگه دارنده خود هستى » . الخامس : پنجمين قسم از اقسام نه‌گانه الف ، الف زائده كافه است يعنى الفى كه مانع عمل لفظ قبل در لفظ بعد مىشود ، مانند قول حرقة بنت نعمان : « فبينا نسوس النّاس و الأمر أمرنا * إذا نحن فيهم سوقة ليس ننصف » « 1 » فافّ لدنيا لا يدوم نعيمها * تقلّب تارات بنا و تصرّف شاهد : در الحاق الف به كلمه « بين » است كه مانع از عمل « بين » بر لفظ بعد شده و موجب دخول اين كلمه بر فعل مىشود درحاليكه اگر الف نبود فقط بر اسم داخل شده و عمل مىكرد . تركيب شعر : « بين » ظرف متعلق به « نسوس » و « نسوس » فعل مضارع متكلم مع الغير و « الناس » مفعول آن و جمله اسميه بعد در محل نصب و حال مىباشد و « إذا » فجائيه است و « نحن » مبتدا و « سوقة » خبر آن و جمله « ليس ننصف » خبر بعد از خبر است و اسم « ليس » ضمير شأن مىباشد و « فيهم » متعلق به « سوقة » است . معناى شعر : « در وقتى كه ما حكومت و سياستگزارى مىكرديم مردم را و حكم نيز حكم ما بود ناگهان ما در بين مردم رعيت گشتيم و شأن چنين است كه مورد انصاف و عدل نيز قرار نگرفتيم » . و قيل : دربارهء ماهيت الف قسم پنجم گفته شده است كه اين الف ، در اصل « ما » كافه مىباشد كه ميم آن حذف شده و الف آن باقى مانده است لذا اين قسم نبايد در بحث الف ذكر شود بلكه بايد در بحث « ما » كافه بيان گردد به عنوان مثال « بينا » در شعر در اصل « بينما » بوده است . قول ديگر در اين قسم اين است كه الف ، همان فتحه اشباع شده كلمه است ، لذا نه الف كافه است و نه بعضى از « ما » كافه ، پس مانعى براى اضافه « بين » به جملهء « نسوس . . . » وجود ندارد و اين جمله در محل جر بالإضافه مىباشد ، مؤلف كتاب تأييد مىكند اين قول أخير را به اينكه گاهى « بين » با وجودى كه اين الف به آن ملحق شده ، اضافه به لفظ مفرد مىگردد كه اعراب جر در آن ظاهر است و شكى نيست كه آن اسم بعد ، مضاف اليه « بين »

--> ( 1 ) - اللباب : 26 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 273 ، أمالي ابن الشجرى : 2 / 175 ، همع الهوامع 1 / 211 .