غلامعلى صفايى
415
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
تركيب شعر : لام توطئه و مؤذنه قسم مقدر و جمله بعد جواب قسم است و « قد » حرف تحقيق و « شفى » فعل ماضى « نفس » فاعل آن و مضاف به ياء متكلم و « أبرأ » عطف بر « شفى » و « سقم » مفعول آن كه مضاف به ضمير مؤنث كه عود به « نفس » مىكند است و « قيل » مصدر « قال - يقول » كه فاعل « أبرأ » بوده و مضاف به « الفوارس » جمع « الفارس » است و « و يك » اسم فعل به معناى « أعجب » كه به آن كاف خطاب ملحق شده و « عنتر » مناداى مرخم به حذف حرف تاء ، و حرف ندا نيز محذوف است و « أقدم » فعل امر مخاطب مذكر است . معناى شعر : « قسم مىخورم كه محققا شفا پيدا كرد جانم و بر طرف كرد ناراحتى جانم را هياهوى سواركاران ، تعجب مىكنم از تو اى عنتره ، بكوش » . قال الكسائي : كسائى قائل است كه اصل « و يك » به صورت « ويلك » بوده است كه مركب از « ويل » به معناى « عذاب » است كه به كاف ضمير مخاطب مذكر اضافه شده است ، سپس لام « ويل » حذف گرديده ، بنابراين هرگز « و يك » اسم فعل با حرف خطاب نمىباشد . بايد دانست كه در اين آيهء شريفهء : وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ ( القصص / 82 ) . بحث اين است كه آيا اين آيه از مواردى است كه « وى » با حرف خطاب استعمال شده يا خير ؛ ابو الحسن اخفش گفته است « وى » اسم فعل مىباشد و كاف خطاب است كه در اصل متصل به « وى » بوده و هماكنون از اتصال به « وى » جدا شده و به لفظ بعد داخل شده است و « أنّ » در مقام تعليل است لذا لام در تقدير مىباشد و به همين جهت همزهء آن مفتوح است و معناى اين بخش از آيه « أعجب لأنّ اللّه . . . » مىشود . و خليل بن احمد قائل است كه « وى » در آيه اسم فعل است كه تنها بوده و چيزى به آن ملحق نشده و « كأنّ » يك كلمه بسيط است كه از حروف مشبهة بالفعل مىباشد و معناى آن در شعر تحقيق است به خلاف اكثر موارد كه معناى تشبيه دارد ، « 1 » بنابراين « وى » در آيه منفردا استعمال شده است . همانطور كه در شعر زير به تنهائى استعمال شده است : « وى كأن من يكن له نشب يح * بب و من يفتقر يعش عيش ضرّ »
--> ( 1 ) - ر . ك ، مغني الأديب ، بحث « كأن » .