غلامعلى صفايى

408

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

اين تركيب و غير از اين لغت كه مختص قومى مىباشد بهتر است زيرا اين لغت و شيوه استعمال ، سبك و لغت ضعيفى است ، درحاليكه يازده تركيب در اين آيه جارى و جايز است ، لذا حمل آن براين تركيب ترجيحى ندارد ، آن يازده تركيب به اين قرار است : 1 - واو ضمير فاعل جمع مذكر و « الذين ظلموا » بدل از آن است . 2 - « الذين ظلموا » مبتدا و « أسرّوا النجوى » خبر مقدم و واو ضمير فاعل جمع مذكر غائب و رابط بين مبتدا و خبر است . 3 - « الذين ظلموا » مبتدا و خبر آن « يقولون » محذوف است كه مقول قول آن « هل هذا إلّا بشر مثلكم » باقى مانده است ، بنابراين واو در « اسرّوا » فاعل فعل بوده و علامت فاعليت براى « الذين » نمىباشد . 4 - « الذين ظلموا » خبر براى مبتداى محذوف باشد كه تقدير آن اين گونه است « هم الذين ظلموا » و جمله « اسّروا » يك جمله مستقل است كه واو فاعل آن فعل است . 5 - « الذين ظلموا » فاعل براى « اسرّوا » و واو علامت جمع مذكر بودن فاعل است كه اين همان قول بعضى از نحويون است كه مىگويند آيه بنا بر لغت بنى الحارث بن كعب نازل شده است . 6 - « الذين ظلموا » فاعل « يقول » محذوف باشد كه در اين صورت واو در « اسروا » فاعل است . 7 - « الذين ظلموا » بدل از ضمير فاعلى واو در « استعموه » است بنابراين فاعل فعل « اسروا » نيست تا واو آن علامت جمع مذكر بودن آن فاعل باشد بلكه واو فاعل است . و اين نظريه سيبويه است . « 1 » علامهء طباطبائى « 2 » قائل به عطف بيان بودن آن از واو است . 8 - « الذين ظلموا » بدل از ضمير مفعولى جمع مذكر در « يأتيهم » باشد كه باز واو ضمير فاعلى « أسروا » است ، بنابراين محل « الذين » منصوب مىباشد .

--> ( 1 ) - الكتاب : 1 / 276 . ( 2 ) - الميزان : 14 / 251 .