غلامعلى صفايى

405

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

1 - مانع خاص در اين آيه سوم كه در دو آيه ديگر اين مانع نيست اقتران و مصاحبت اين جمله با « إلّا » استثنائيه است كه در اينجا استثنا از نوع مفرغ نيز مىباشد و هرگز جمله صفت نمىتواند به صورت استثناى مفرغ بيان شود و هرگز شما نمىگوئيد : « ما مررت بأحد إلّا قائم » كه « قائم » صفت براى « أحد » باشد . زيرا در اين صورت مقرون به « إلّا » بوده و استثناء نيز مفرغ مىباشد و به اين مطلب ابو على فارسى و غير از او تصريح داشته‌اند . 2 - مانع عام كه اين مانع هم در آيه اخير و هم در دو آيهء ديگر وجود دارد ، اقتران جمله با واو مىباشد زيرا يكى از شرايط صفتيت جمله بعد از نكره ، انتفاء مانع است و در اينجا واو مانع مىباشد ، « 1 » چون جملهء صفت نيازى به دخول واو ندارد به خلاف جملهء حال كه واو رابط بين حال و ذو الحال مىباشد و اگر گفته شود علت وجود اين واو تأكيد ارتباط است ، جواب آن اين است كه اصل عدم تأكيد است بنابراين در اين سه آيه در صورت دوران امر بين وصفيت يا حاليت به جهت وجود مانع از وصفيت آنها ، و عدم وجود مانع از حاليت ، اين جملات حال مىباشند . الحادي عشر : يازدهمين قسم از اقسام پانزده‌گانهء واو ، واو ضمير متصل مرفوع جمع مذكر عاقل است مانند : « الرجال قاموا » البته گاهى نيز در غيرعقلاء كه نازل منزلهء عقلاء فرض شده‌اند نيز استعمال مىشود ، مانند آيهء شريفهء : يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ ( النمل / 18 ) . شاهد : در واو « ادخلوا » است كه مرجع آن « النمل » مىباشد كه از غير ذوى العقول است و قرينه و علت اين استعمال خلاف اصل اين مىباشد كه « النمل » نازل منزله عاقل قرار داده شده و به همين جهت خطاب متوجه آن شده است زيرا خطاب و مكالمهء تنها با ذوى العقول جايز است . الثاني عشر : دوازدهمين قسم از اقسام پانزده‌گانه واو ، علامتى است كه به فعل متصل مىشود و دلالت بر جمع مذكر بودن مسند اليه ذوى العقول كه در بعد

--> ( 1 ) - ر . ك ، مغني الأديب ، آخر باب دوّم .