غلامعلى صفايى

396

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

بايد دانست كه آن واو ، واو عاطفه است كه مابعد خود را عطف بر مجرور واو قسم مىكند . لذا تنها يك واو قسم بيشتر در كلام وجود ندارد كه جواب قسم براى آن است ، و إلّا اگر اين واوها قسميه بودند بايد به تعداد آنها جواب قسم آورده مىشد . شايان ذكر است كه مراد از « اسمين » در متن كتاب ، دو اسم « و التين و الزيتون » مىباشد كه اگر علاوه‌بر واو اول ، واو دوم نيز قسميه فرض مىگشت ، بايد دو جواب براى آن دو آورده مىشد . 2 - واو « رب » يعنى واوى كه بعد از آن « رب » قرار داشته و هم‌اكنون حذف شده است و مجرور آن باقى مىباشد ، مانند شعر امرى القيس در بيان استقامت خود در هنگام هجوم سختىها : ألا ربّ خصم فيك ألوى رددته * نصيح على تعذاله غير مؤئلي « و ليل كموج البحر أرخى سدوله * عليّ بأنواع الهموم ليبتلي » « 1 » شاهد : در مجرور شدن اسم بعد از واو توسط « ربّ » محذوف است . تركيب شعر : « ليل » محلا مرفوع و مبتدا و « كموج » متعلق به شبه فعل عام « كائن » صفت براى « ليل » و مضاف به « البحر » و « أرخى » فعل ماضى و فاعل ضمير مستتر عايد به « ليل » و « سدول » جمع « سدل » به معناى ستر و تاريك ، مفعول « أرخى » و مضاف به ضمير مذكور و كل جملهء فعليه در محل رفع خبر براى « ليل » مىباشد و « عليّ » و « بانواع الهموم » متعلق به « أرخى » و « ليبتلي » حرف جار و « أن » مقدره و فعل مضارع و جار و مجرور متعلق به « أرخى » است . معناى شعر : « و چه بسيار شبى كه مثل موج دريا انداخته بود تاريكىاش بر من با اشكال مختلف غم و اندوه براى امتحان - من - » . و لا تدخل إلّا على منكّر : بايد دانست كه اين واو تنها بر اسم نكره داخل مىشود و متعلق آن همواره - اگر داشته باشد بنابر قول كسانى كه مىگويند « رب »

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 782 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 114 ، أوضح المسالك : 2 / 163 ، شذور الذهب : 321 ، حاشية الصبان : 2 / 233 ، التصريح على التوضيح : 2 / 22 .