غلامعلى صفايى
385
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مانند : « اختصم زيد و عمرو » و « اشترك زيد و عمرو » زيرا ماده اشتراك و اختصام همواره حداقل بين دو نفر است و كلام از ذكر معطوف « عمرو » بىنياز نمىباشد . و منه قول النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : و از همين قبيل است قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « لو لا أنّ الذّنب خير من العجب ما خلا اللّه بين عبده المؤمن و بين ذنب أبدا » « 1 » شاهد : در عطف اسمى كه استغناء از آن در كلام وجود ندارد به واسطهء واو مىباشد ؛ زيرا كلمه « بين » دائما نياز به دو لفظ دارد كه يكى مضاف اليه آن و ديگرى عطف بر آن مضاف اليه باشد هرچند گاهى بر معطوف نيز كلمه « بين » نيز تأكيدا قرار مىگيرد چنان كه در اين حديث ملاحظه مىشود . معناى حديث : « اگر گناه بهتر از عجب و غرور نبود هرگز خداوند بين عبد مؤمنش و بين گناه راه بازنمىگذاشت » . شايان ذكر است كه عجب از مقوله كبريايىكردن خودبينى و خودبزرگبينى است كه اين در مقابل كبريايى خداوند جايز نيست ، عجب گذشته از اين كه اعمال خوب انسان را ضايع مىكند ، خود نيز موجب سياهى باطن مىشود و يك رذيله اخلاقى است لكن گناه با تمام معائبش تنها يك كار خلاف دين است و به همين خاطر در اين حديث شريف رذالت عجب بيشتر از گناه بيان شده است . بايد دانست كه در اين حكم « أم » متصله با واو شريك است زيرا « أم » متصله نيز معطوف غير مستغنى عنه را عطف بر معطوف عليه قبل مىكند ، مانند : « سواء عليّ أقمت أم قعدت » زيرا هميشه همزه تسويه ، دو چيز مىخواهد كه بين آنها تسويه و تساوى برقرار كند كه يكى قبل از « أم » و ديگرى بعد از آن بيان مىشود . العاشر و الحادي عشر : دهم و يازدهمين فرق بين واو عاطفه با ديگر حروف عاطفه اين است كه واو مىتواند عطف عام بر خاص كند ، مانند آيهء شريفهء : رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ( نوح / 28 ) شاهد : در عطف لفظ عام « للمؤمنين و المؤمنات » بر « لمن دخل بينى مؤمنا »
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة : ابواب مقدمة العبادات ، باب 23 / ح 19 .