غلامعلى صفايى
383
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
« بكيت و ما بكا رجل حزين * على ربعين مسلوب و بال » « 1 » شاهد : در عطف صفت « بال » بر « مسلوب » است كه در منعوت و موصوف خود يعنى « ربعين » آن دو وصف وجود دارد . تركيب شعر : « بكيت » فعل و فاعل ، واو حاليه « ما » نافيه « بكا » اسم آن و مصدر است و مضاف به « رجل » و « حزين » صفت آن و « على ربعين » متعلق به فعل يا شبه فعل عام خبر « ما » و « مسلوب » و « بال » صفت « ربعين » است . معناى شعر : « گريستم در حالى كه نمىباشد گريهكردن مردى غمگين بر دو خانهاى كه اين چنين صفت دارد ويران و مندرس است » . و الثامن : عطف چند لفظ مشابه بر هم كه حق و شيوه استعمال صحيح در آن ، تثنيه و جمع آوردن آن مىباشد ، مثل قول جحدر بن مالك از شعراى صدر اسلام كه به علت مخالفت او با حجاج دستگير شد و حجاج او را به زندان انداخت و يك شير نيز در آن زندان رها كردند و جحدر آن را كشت و در وقت حمله به آن شير اين رجز مىخواند : « ليث و ليث في محلّ ضنك * كلا هما ذو أشر و محك » « 2 » شاهد : در عطف دو لفظ مشابه « ليث و ليث » به واسطهء واو است درحاليكه حق آن اين بود كه به صورت تثنيه « ليثان » آورده مىشد . تركيب شعر : « ليث » مبتدا و « في محل ضنك » خبر آن است و « كلا » مبتدا و مضاف به « هما » « ذو » خبر و مضاف به « أشر » و « محك » عطف برآن است و « ضنك » به معناى محل تنگ است و « محك » به معناى خشونت و شر است . معناى شعر : « دو شير - مراد خود شاعر و شير درنده است - در محل تنگى هستند كه هر دوى آنها داراى شر زياد و داراى خشونت مىباشند » . و مانند قول ابو على حسن بنى هانى مكنّى به ابو نواس كه از شعراى مولد است و به همين جهت به شعر او نمىتوان استشهاد كرد و اين شعر در ايامى كه در
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 774 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 1 / 308 ، حاشية الصبان : 1 / 186 . ( 2 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 83 ، همع الهوامع : 1 / 43 ، أمالي ابن الشجري : 1 / 11 ، الخزانة : 3 / 340 .