غلامعلى صفايى
379
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
بين آن دو تراخى و بعد زمانى در حصول حكم باشد ، مانند اين آيهء شريفه كه دربارهء حضرت موسى عليه السّلام است و خطاب به مادرش مىباشد : إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ( القصص / 7 ) . شاهد : در عطف جمله « جاعلوه . . . » بر « رادوه . . . » است كه فاصله زمان قرار دادن او به عنوان پيامبر و زمان برگرداندن حضرت موسى به دامان مادرش در دوران شير خوارگى ، حدود چهل سال طول كشيده است . و قول بعضهم : بايد دانست كه واو عطف داراى معناى مطلق جمع يعنى بدون هيچ قيدى است لكن بعضى مىگويند : معناى آن « جمع مطلق » است يعنى اطلاق قيد جمع است و آن را مقيّد كرده است . ولى بايد دانست كه اين صحيح نيست زيرا واو براى جمع بلاقيد و شرط است و براى جمع به قيد اطلاق نمىباشد . زيرا جمع به قيد اطلاق « جمع مطلق » تنها يك قسم را دربر مىگيرد ، لكن مطلق جمع هرسه قسم را فرامىگيرد مانند « مطلق المفعول » كه تمامى مفاعيل پنجگانه را شامل مىشود و « مفعول مطلق » كه تنها شامل يك قسم از آن اقسام مىشود . و تنفرد عن سائر حروف العطف بخمسة عشر حكما : بايد دانست كه واو عاطفه با ديگر حروف عطف در پانزده حكم فرق دارد : أحدها : معطوف واو ، از حيث زمان دارا بودن حكم نسبت به زمان معطوف عليه داراى سه احتمال است به خلاف ديگر حروف عطف كه تنها يك احتمال دارند . الثاني : واو عاطفه مىتواند مقرون با « إمّا » عاطفه باشد ، درحاليكه ديگر حروف عطف اين خصوصيت را ندارند ، مانند آيهء شريفهء : إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً ( الإنسان / 3 ) . الثالث : واو عاطفه گاهى با « لا » زائده كه براى تأكيد نفى سابق است مقرون مىشود ، البته اين اقتران دو شرط دارد : 1 - كلام منفى باشد 2 - متكلم فقط قصد نفى معيت معطوف و معطوف عليه را در حكم مذكور در عبارت نيز نكرده باشد بلكه