غلامعلى صفايى

368

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

واقع مىشود ، مانند آيهء شريفهء : هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ ( الرحمن / 60 ) . در حالى كه همزه براى نفى نمىباشد و اين نهمين فرق بين « هل » و همزه است . فإن قلت : اگر اشكال شود كه در بحث همزه گفته شد كه گاهى همزه داراى همين معنا - معناى نفى و انكار - كه از موارد فرق بين همزه و « هل » بيان شد مىباشد ، مانند آيهء شريفهء : أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيماً ( الإسراء / 40 ) . شاهد : در اين است كه همزه براى نفى و انكار است زيرا در واقع و جهان خلقت ، هرگز خداوند سبحان براى انسانها پسر ، و براى خود فرشتگان به عنوان دختران اختيار نكرده است . لذا همزه در آيه براى نفى است . بنابراين نمىتوان معناى نفى داشتن از موارد اقتراق « هل » و همزه دانست بلكه اين معنا مشترك بين اين دو مىباشد . قلنا : در جواب از اين اشكال مىگوئيم كه همزه داراى معناى نفى نيست بلكه داراى معناى انكار است و در اين آيهء شريفه براى انكار مدعى انتخاب‌كردن خداوند فرزند پسر براى انسان است كه لازمهء انكار آن ، نفى خارجى و عدم وقوع خارجى آن است نه اينكه از ابتداء و اوّلا دلالت بر نفى مىكند ، بنابراين « هل » مجازا اوّلا داراى معناى نفى است لكن همزه اوّلا و مجازا داراى معناى انكار است كه ثانيا و به دلالت التزامى بر معناى نفى دلالت مىكند . به همين جهت جايز نيست كه گفته شود : « أقام إلّا زيد » زيرا همزه داراى معناى نفى نمىباشد و اين استثناء از نوع مفرع است و استثناى مفرغ در جمله منفى استعمال مىشود و بايد ادات نفى آن صريحا و اوّلا و بالذات هرچند مجازا دلالت بر نفى كند مانند « هل قام إلّا زيد » كه « هل » مجازا دلالت بر نفى صريح و ابتدائى مىكند ، چنان‌كه اين آيه شريفه نيز اين‌گونه است : هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ ( الزخرف / 66 ) . شاهد : در اين است كه « هل » داراى نفى ابتدايى بالمطابقهء مجازى است زيرا استثناء