غلامعلى صفايى

352

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

« نعم » آورده شود تصديق مستفهم عنه است و اگر متكلم قصد نفى مستفهم عنه كرده باشد از كلمه « لا » استفاده مىكند ، و اگر جمله مستفهم عنه منفى مانند : « ألم يقم زيد » گفته شود و در اين صورت اگر جواب‌دهنده بخواهد جواب به ثبوت قيام زيد دهد از كلمه « بلى » استفاده مىكند ؛ زيرا « بلى » براى جواب به تحقق و وقوع فعل منفى مستفهم عنه است و اگر خواسته شود كه جواب به عدم ثبوت قيام زيد داده شود از « نعم » استفاده مىكند ؛ زيرا « نعم » در جواب از استفهام همانند « نعم » در جواب از جمله اخبارى است كه تصديق مطلب قبل است به طورى كه اگر مثبت باشد تصديق اثبات است و اگر منفى باشد تصديق نفى است . قال سيبويه : سيبويه در باب نعت كتاب « 1 » خود در بيان مناظره‌اى فرضى كه بين خود و بعضى از نحويون فرض كرده است ، عباراتى دارد كه كيفيت ادبى آن مخالف قول و مطلب مذكور در قبل است و آن مطلب اين بود كه « نعم » در جواب نفى ، تصديق نفى است ؛ زيرا او گفته است : در مقابل خصم گفته مىشود : « ألست تقول كذا كذا ؟ » پس او مىگويد « نعم » . علت مخالفت اين عبارت سيبويه با قول ديگر نحويون كه در قبل ذكر شده است اين مىباشد كه سيبويه از خصم مىخواهد اقرار و اعتراف بگيرد كه او آن قول را گفته و يا آن فعل را انجام داده است ، لذا او قصد دارد كه بيان كند كه خصم با گفتن « نعم » اعتراف به ثبوت گفتن وكردن كذا و كذا مىكند . در حالى كه او با آوردن « نعم » در عبارت نمىتواند اعتراف به ثبوت وقوع فعل از ناحيهء خصم را بيان كند بلكه با آوردن « نعم » او از زبان خصم همان نفى قبل را تصديق مىكند ، به همين جهت ابن طراوه از نحويون اندلس گفته است كه سيبويه در عبارت‌پردازى اشتباه كرده است و بايد به جاى « نعم » از كلمه « بلى » استفاده مىكرد . نكته : لفظ « كذا و كذا » در عبارت كنايه از مطالب مفصل گفته شده در الكتاب است كه مصنف از آن با كنايه تعبير كرده است . و قال جماعة : جماعتى از نحويون قديم و اخير كه از ميان آنان مىتوان از

--> ( 1 ) - الكتاب : 1 / 264 .