غلامعلى صفايى

350

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

قيام زيد است ، و اگر بعد از طلب مانند فعل امر و نهى بوده و يا بعد از آنچه كه در معناى اين دو مثل جمله تحضيضيه واقع شود ، معناى آن ، وعدهء اطاعت از آمر يا ناهى در مورد مأمور به و منهى عنه است ، و همچنين بايد توجه داشت كه « نعم » داراى معناى وعده به طالب است اگر بعد از جمله استفهاميه‌اى قرار گيرد كه متكلم از آن جمله مجازا اراده انشاى امر كرده باشد ، مانند « هل تعطيني » كه متكلم از آن اراده « أعطني » كرده است لذا اگر در جواب آن گفته شود : « نعم » وعده اطاعت مخاطب به متكلم است به اينكه انجام اعطاء از ناحيهء او صورت مىگيرد . شايان ذكر است كه مىتوان گفت كه « نعم » در جواب اين استفهام داراى معناى سوم خود كه اعلام و آگاهانيدن مىباشد است البته در صورتى كه از استفهام ، اراده انشاء فعل امر نشده باشد بلكه استفهام به حقيقت خود باقى باشد . و اگر « نعم » بعد از استفهام محض يعنى استفهام حقيقى واقع شود معناى « نعم » اعلام و آگاهانيدن به وسيلهء شخص جواب‌دهنده به سؤال‌كننده به صحت مطلب مستفهم عنه است ، مانند اين آيهء شريفه كه حكايت گفتگوى بهشتيان با أهل جهنم است : وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ( الأعراف / 44 ) . شاهد : وقوع « نعم » در جواب استفهام حقيقى مىباشد كه داراى معناى اعلام و آگاهيدن به مطلب مورد سؤال كه عبارت از يافتن وعده‌هاى خداست مىباشد . و مانند اين آيهء شريفه كه حكايت جواب فرعون در مقابل سؤال ساحران مىباشد : فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ( الشعراء / 41 و 42 ) . و مانند قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جواب مردى از قبيله بنى عامر كه رئيس قبيله خود بود و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كرده بود : « فهل ينفع البّر بعد الفجور ؟ » يعنى « آيا نفع مىدهد نيكوكارى بعد از گناه » و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « نعم إنّ التوبة تغسل الحوبة و إنّ الحسنات يذهبن السيئات » « 1 »

--> ( 1 ) - كنز العمال : 12 / 35559 .