غلامعلى صفايى

340

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

مصرع اول و دوم آن از حرف اطلاق نباشد بلكه ساكن باشد ، مانند شعر رؤبة بن عجاج در بيان حال خود در زمانى كه در بيابان گم شده بود و بدون راهنما آن بيابان را طى كرد و نجات يافت : « و قاتم الأعماق خاوي المخترقن * مشتبه الأعلام لمّاع الخفق » « 1 » تنشّطته كلّ مغلاة الوهق * مضبورة قرواء هرجاب فتق شاهد : در الحاق تنوين غالى به « المخترق » است . تركيب شعر : واو عاطفه و بعد از آن « ربّ » بوده كه حذف شده است و « قاتم » مجرور به آن است و به معناى غبارآلود است ، و واقع « قاتم » صفت براى « مغازة » محذوف است كه به معناى بيابان است و « الأعماق » جمع « عمق » به معناى اطراف است و « خاوي » به معناى « خالى » است كه به « المخترق » كه اسم مكان مىباشد اضافه شده است و صفت براى « قاتم » مىباشد و « المخترق » اسم مكانى است كه در آن باد مىوزد و « مشتبه » صفت ديگر « قاتم » است كه اضافه به « الأعلام » جمع « علم » به معناى علامت راهنما براى گمشدگان مىباشد و « لمّاع » اسم مبالغه است و « الخفق » مضاف اليه آن و به معناى سراب است و « و قاتم الأعماق » متعلق به « تنشطت » محذوف است كه « تنشطته » مذكور در بيت بعد مفسّر آن مىباشد . معناى شعر : « و پيمود آن ناقه چه بسيار بيابان را كه اطراف آن غبارآلود بود و خالى بود آن محل كه باد در آن به راحتى مىوزيد - كنايه از اين كه هيچ تپه و ماهورى نداشت و بيابانى صاف بود - و باز اين چنين صفت داشت نشانه‌هاى آن بيابان نامشخص بود و سراب در آن درخشنده مىنمود » . و سمّي غاليا : نام اين تنوين ، غالى است زيرا غالى يعنى متجاوز ، و چون با الحاق اين تنوين شاعر از حد و وزن تجاوز كرده و يك حرف - تنوين در علم عروض حرف محسوب مىشود - به تعداد حروف مذكور و جايز الاستعمال در بيت اضافه مىكند ، لذا به اين تنوين غالى گويند ، چنان كه در شعر قبل ملاحظه شد كه

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 764 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 47 ، شرح الاشموني : 1 / 32 ، الكتاب : 2 / 1 ، همع الهوامع : 2 / 36 ، شرح ابن يعيش : 2 / 118 .