غلامعلى صفايى

316

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

« نبأ المرسلين » فاعل « جاء » نيست تا اينكه « من » بر آن داخل شده باشد بلكه « من » ابتدائيه است و متعلق به « كائنا » و حال از ضمير فاعلى است و تقدير آيه اين گونه است : « لقد جاءك هو كائنا من نبأ المرسلين » . ثانيا : مىتوان گفت كه فاعل « جاء » كلمه « نبأ » محذوف است كه « من نبأ المرسلين » صفت آن است و « من » ابتدائيه است و زائده نمىباشد . و هذا ضعيف : مؤلف كتاب مىگويد اين تركيب دوّم ضعيف است زيرا حذف موصوفى كه صفت آن مفرد مانند « قائم » نمىباشد بلكه جمله يا شبه جمله مانند : « من نبأ المرسلين » است قياسى و طبق قاعده نبوده و كثير الاستعمال نيست مگر اينكه داراى سه شرط باشد : 1 - موصوف محذوف ، اسمى مرفوع باشد . 2 - آن اسم مرفوع دلالت بر جرئى از اسم مقدم از خود كند . 3 - همچنين آن اسم مقدم مجرور به « من » يا « في » باشد ، « 1 » مانند : « جاء القوم منهم يؤمن باللّه و منهم يكفر به » كه در اين مثال جملهء « يؤمن باللّه » صفت براى « فريق » محذوف است كه قبل از آن اسمى - ضمير « هم » - ذكر شده كه مجرور به « من » نيز است و موصوف محذوف بعضى از افراد آن اسم است و موصوف محذوف هم مرفوع مىباشد و مثال در اصل اين گونه بوده است : « جاء القوم منهم فريق يومن باللّه و منهم فريق يكفر به » همين قاعده در صفت آن‌گاه كه به شكل شبه جمله يعنى جار و مجرور و ظرف مىباشد نيز جارى است . با توجه به مطالب فوق در تركيب دوّم ، موصوف محذوفى كه قبل از آن اسمى كه مجرور به « من » يا « في » باشد و موصوف محذوف بعض آن باشد ، وجود ندارد ، بنابراين تركيب دوّم داراى اين ضعف فنى نحوى است و حمل قرآن كه در اعلى مراتب بلاغت است بر استعمال قليل و غيرقياسى صحيح نيست لذا تركيب دوم كه در آيهء فوق براى رد اخفش بيان شده قوى نمىباشد . و اختلف : دربارهء نوع « من » داخل بر « قبل و بعد » در بين نحويون اختلاف شده است مانند اين حديث نبوى كه در مدح أمير المؤمنين عليه السّلام است : « أنت أخي و وصيّى و خليفتي من بعدي » « 2 »

--> ( 1 ) - ر . ك : النحو الوافي : 3 / 473 و 459 . ( 2 ) - الغدير : 3 / 117 .