غلامعلى صفايى

314

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

« من » نمىداند و مىگويد در جمله مثبت و در هنگامى كه مجرور معرفه باشد نيز « من » زائده واقع مىشود و براى اثبات ادعاى خود ، استدلال به اين آيهء شريفه كرده است : وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ ( الأنعام / 34 ) شاهد : در زيادت « من » بر اسم معرفه در جمله مثبت است . پس اخفش قائل است كه زيادت « من » هيچگونه شرطى براى استعمال ندارد . و لم يشترط الكوفيون : كوفيون تنها شرط اوّل را براى زيادت « من » قبول ندارند و مىگويند اين كلمه در جملات مثبت نيز زائده واقع مىشود ، مانند : « قد كان من مطر » كه در اينجا « من » بر فاعل « كان » تامه در جمله مثبت زائده واقع شده است . بنابراين كوفيون مىگويند : زيادت « من » دو شرط دارد : 1 - مجرور ، نكره باشد ، 2 - مجرور ، فاعل يا نائب فاعل يا مفعول يا مبتدا باشد . و جوّز الزمخشري : زمخشرى قائل است كه مجرور « من » زائده مىتواند معرفه باشد ، مانند آيهء شريفهء : وَ ما أَنْزَلْنا عَلى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ وَ ما كُنَّا مُنْزِلِينَ ( يس / 28 ) شاهد : در اين است كه « من » در « من جند » زائده بوده و چون « ما » موصولهء معرفه در « ما كنّا منزلين » عطف بر « جند » است پس « من » زائده بر آن نيز قرار مىگيرد ، بنابراين « من » زائده بر « ما » موصوله اسميه معرفه قرار گرفته است ، بنابراين زمخشرى قائل است كه زيادت « من » دو شرط دارد : 1 - در جمله منفى و شبه آن باشد ، 2 - مجرور فاعل يا مفعول و يا مبتدا باشد . قابل ذكر است كه در اين آيهء شريفهء « جند » مفعول « أنزلنا » است و « من » زائده برآن داخل شده است . نكته : قابل ذكر است كه زمخشرى « 1 » در تفسير اين آيه « ما » را فقط نافيه مىداند . و احتمال دارد مؤلف كتاب اين تجويز را از كتاب ديگر زمخشرى بيان كرده است . قال الفارسي : ابو على فارسى قائل است كه شرط استعمال « من » زائده ، منفى

--> ( 1 ) - ر . ك ، الكشاف : 4 / 12 .