غلامعلى صفايى
311
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
« تنبيهات » متن أحدها : تقييد المفعول بقولنا « به » هي عبارة ابن مالك فتخرج بقية المفاعيل . . . شرح در آخر بحث « من » مصنف كتاب سه تنبيه دربارهء « من » زائده و شرايط آن ، و دو مسأله پيرامون تعيين معناى « من » مذكور در بعضى آيات را مطرح مىكند . أحدها : تنبيه اوّل درباره خصوصيت كلمه « مفعول به » در عبارت « و الثالث : كونه فاعلا أو مفعولا به أو مبتدا » است كه در شرط سوم زائده بيان شد و در اين تنبيه بيان مىشود كه چرا ما كلمه مفعول در آن عبارت را مقيد به لفظ « به » كرديم و به طور مطلق « أو مفعولا » نگفتيم كه شامل مفاعيل پنجگانه شود و گفتيم تنها « من » زائده بر مفعول به واقع گردد . اولا بايد دانست كه در اين كار ، ما از ابن مالك پيروى كردهايم ثانيا اين قيد ، بيان كردهايم كه ديگر مفاعيل نمىتوانند مجرور به « من » زائده شوند . زيرا مفعول معه و مفعول فيه و مفعول لاجله در معنا و در تقدير ، يك حرف جر بر آنها داخل شده است و به منزلهء لفظى هستند كه در مفعول معه مجرور به باء و در مفعول فيه مجرور به « في » و در مفعول لاجله مجرور به لام مىباشند كه در اين صورت ديگر دخول « من » بر آنها جايز نمىباشد زيرا حرف جر داخل بر حرف جر نمىشود لكن در مفعول مطلق كه حرف جر قبل از آن در تقدير نيست هيچگونه وجه و علتى براى منع دخول « من » زائده برآن معلوم نمىباشد و لذا بعضى از ادبا مانند ابو البقاء قائل هستند كه « من » زائده داخل بر مفعول مطلق مىشود ، و براى