غلامعلى صفايى

308

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

معناى حكمت : « پس قسم مىخورم بر كسى كه شنوائى او احاطه بر تمامى اصوات دارد ، نيست مؤكّدا شخصى كه قرار دهد در قلب كسى ، سرور شادى را مگر اينكه خداوند قرار مىدهد براى او بدل از آن سرور ، لطف و مرحمتى » . و شرط زيادتها : شرط زائده واقع شدن « من » در اين دو معناى اخير « تنصيص بر عموم و تأكيد عموم » سه امر است : 1 - تقدم نفى يا نهى يا استفهام به « هل » مانند آيهء شريفهء : ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ ( الملك / 3 ) شاهد : در زيادت « من » بعد از « ما » نافيه است ، در اينجا « من » بر مفعول قرار گرفته است . و مانند آيهء شريفهء : فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ( الملك / 3 ) شاهد : در زيادت « من » بعد از « هل » استفهاميه است ، در اينجا نيز « من » بر مفعول قرار گرفته است ، و مانند : « لا يقم من أحد » كه « من » بعد از فعل نهى قرار گرفته و بر فاعل داخل شده است . و زاد الفارسي : ابو على فارسى علاوه‌بر تقدم نفى و يا نهى و يا استفهام ، يك صورت ديگر نيز براى جواز استعمال « من » زائده اضافه كرده و گفته است اگر ادات شرط نيز مقدم باشد مىتوان « من » زائده جهت تأكيد استعمال كرد . مانند قول زهير بن أبي سلمى كه يكى از چهار شاعر مشهور جاهلى عرب است و داراى يكى از معلقات سبع مىباشد و اين يكى از اشعار آن معلقه است : « و مهما تكن عند امرىء من خليقة * و إن خالها تخفى على النّاس تعلم » « 1 » شاهد : در زيادت « من » بعد از جمله شرطيه است . تركيب شعر : بر مبناى ابو على فارسى « مهما » اسم شرط در محل نصب بنابر خبر « تكن » بودن و « من » زائده و « خليقة » در محل رفع ، اسم آن است و « عند امرىء » متعلق به « تكن » بوده و واو وصليه و « إن » شرطيه و « خالها » فعل قلبى و ضمير « هو »

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 743 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 327 ، شرح الاشموني : 4 / 10 ، همع الهوامع : 2 / 35 ، شرح المعلقات السبع : 89 ، الكشاف : 2 / 115 .