غلامعلى صفايى
301
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
تبعيض است و معناى آيه اين گونه مىباشد : « زينت داده مىشوند در بهشت از النگوهايى كه بعض از افراد طلاست و لباسهاى سبزى كه بعض از افراد سندس و استبرق است » . و هذا تكلّف : مصنف كتاب بر اين قول - وجود « من » تبيينيه بعد از غير « ما » و « مهما » - اشكال مىكند و مىگويد اين رأى چيزى جز تكلف نبوده و قولى بدون دليل مىباشد . الرابع : چهارمين معناى « من » تعليل است كه دلالت مىكند كه مجرور آن علت براى وقوع فعل است مانند آيهء شريفهء : مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا ( نوح / 25 ) . شاهد : در معناى تعليل داشتن « من » براى فعل « اغرقوا » است . قابل ذكر است كه مىتوان گفت « ما » در آيه زائده است و « خطيئات » مجرور به « من » مىباشد . معناى آيه : « به جهت گناهانشان غرق گردانيده شدند » . و مانند قول فرزدق در مدح حضرت سجاد عليه السّلام : هذا ابن فاطمة إن كنت جاهله * بجدّه أنبياء اللّه قد ختموا « يغضي حياء و يغضى من مهابته * فلا يكلّم إلّا حين يبتسم » « 1 » مقدم بعد ذكر اللّه ذكرهم * في كلّ بدء و مختوم به الكلم تركيب شعر : « يغضى » فعل و ضمير غايب فاعل است كه به حضرت سجاد عليه السّلام عود مىكند و « حياء » مفعول لاجله « يغضى » فعل مجهول و « من مهابته » نائب فاعل و « يكلّم » فعل مجهول و ضمير مستتر عود به حضرت عليه السّلام مىكند و « حين » ظرف براى « يكلم » و جمله « يبتسم » در محل جر بنا بر مضاف اليه براى حين است . معناى شعر : « او عليه السّلام از حياء چشم را بر هم مىگذارد و از هيبتش چشم بر هم گذارده مىشود و سخن گفته نمىشود با او مگر وقتى كه لبخند مىزند » .
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 732 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 311 ، شرح ابن يعيش : 2 / 53 ، شرح الاشموني : 2 / 66 ، أوضح المسالك : 1 / 376 ، التصريح على التوضيح : 2 / 10 .