غلامعلى صفايى
299
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
الثاني : دومين معناى « من » جاره ، تبعيض است ، يعنى « من » دلالت مىكند كه اسمى بعضى از اجزاء يا افراد مجرورش مىباشد و علامت آن صحت جايگزينى كلمهء « بعض » به جاى « من » مىباشد به طورى كه در معناى كلام هيچگونه تغييرى حاصل نشود . تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ ( البقرة / 253 ) . شاهد : در معناى تبعيض داشتن « من » است كه دلالت مىكند اسمى - من كلّم - بعضى از افراد مجرورش مىباشد ، زيرا مراد از « من كلّم » حضرت موسى است و مراد از ضمير « هم » پيامبران مىباشد . معناى آيه : « اين رسولان برترى داديم بعضى از آنان بر بعض ديگر ، و بعضى از آنان كسى است كه با خداوند تكلم كرده است و بعضى ديگر درجه رفيعه داديم . » و در آيهء شريفهء : لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ( آل عمران / 92 ) . گفته شده است : « من » در « ممّا » معناى تبعيض دارد و مىتوان به جاى آن كلمه « بعض » گذاشت همانطور كه اصلا ابن مسعود آيه را با « بعض » به جاى « من » قراءت كرده است . الثالث : سومين معناى « من » جاره ، بيان جنس و رفع ابهام از اسم قبل است ، و كثيرا آن اسم قبل ، كلمهء « ما » و « مهما » مىباشد زيرا اين دو اسم شديدا ابهام دارند . مانند آيهء شريفهء : ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها ( فاطر / 2 ) . شاهد : در بيانيه بودن « من » جاره براى تبيين معناى « ما » شرطيه است . معناى آيه : « اگر چيزى بگشايد خداوند براى مردم كه آن چيز عبارت است از رحمت ، پس كسى نيست كه جلوى آن را بگيرد » . و مانند آيهء شريفه دربارهء قول قوم بنى اسرائيل خطاب به حضرت موسى عليه السّلام قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ( الأعراف / 132 ) .