غلامعلى صفايى
287
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
جا در كتاب اعراب قرآن خود و ثعلب در كتاب أمالي خود ، و همچنين ديگر نحويون اين تركيب را منع كرده و صحيح نمىدانند و اين تركيب را مختص « ماذا » مىدانند ، زيرا اوّلا : « ما » استفهاميه بيشتر از « من » ابهام دارد زيرا « ما » هم در ذوى العقول و هم در غير ذوى العقول استعمال مىشود ، لذا مصداق آن مبهمتر از « من » است كه تنها در ذوى العقول استعمال مىگردد بنابراين صحيح مىباشد كه « ما » با لفظ ديگرى تركيب شده تا از شدت ابهام آن كاسته شود ، و آن لفظ ملحق ، موجب رفع ابهام از « ما » گردد . ثانيا تركيب خلاف اصل است چون اصل در كلمات بساطت است و « من ذا » نمىتواند يك كلمه مركب باشد ولى دربارهء « ماذا » دليل داريم كه تركيب شده است و آن رفع ابهام از « ما » مىباشد و همچنين دليل ديگر اين است كه در هنگامى كه لام جاره بر آن داخل مىشود ، الف « ما » ساقط نمىشود در حالى كه اگر « ما » يك كلمه مستقل و با « ذا » تركيب نشده بود حتما به جهت تمايز با « ما » موصوله بايد الف آن ساقط مىشد ، بنابراين عدم سقوط آن در مثل « لماذا جئت » دليل بر تركيب آن با « ذا » مىباشد و چون ديگر با « ما » موصوله و خبريه به جهت تركيب تفاوت پيدا كرده بنابراين ديگر نيازى به حذف الف نمىباشد . الثالث : سومين صنف از اصناف چهارگانهء « من » ، موصوله بودن است ، و از موصولات اسمى مشترك مىباشد . و « من » و « ما » و « أل » تساوى ما ذكر * و هكذا « ذو » عند طىء قد شهر مانند آيهء شريفهء : أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ ( الحج / 18 ) . شاهد : در دو « من » مذكور در آيه است كه موصوله بوده و « من » اول در محل رفع بنا بر فاعليت براى « يسجد » و دومى عطف بر اولى است و جار و مجرور متعلق به فعل عام « يكون » صله آن دو است . و مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام : « إنّما النّاس مع الملوك و الدّنيا إلّا من عصم اللّه » « 1 »
--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ط 201 / 666 .