غلامعلى صفايى

280

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شاهد : در خبريت « معا » از مبتدا « أهواءنا » مىباشد و « أهواء » جمع « هوى » است . تركيب شعر : « افيقوا » فعل امر جمع مخاطب مذكر و « بني حرب » منادا به حذف حرف ندا است و جملهء اسميه بعد از آن و همچنين مصرع دوّم در محل نصب بنا بر حاليت است « أرحامنا » مبتدا « موصولة » خبر و جمله « لم تقضب » صفت براى « موصولة » مىباشد . معناى شعر : « بيدار شويد اى قوم بنى حرب در حالى كه دل‌هايمان با هم است و همچنين خويشاوندان ما با هم بوده و جدا از هم نمىباشند » . قيل : هي حال : قول ديگر درباره « معا » در شعر اين است كه « معا » حال از ضمير موجود در خبر محذوف است ، كه در اصل اين گونه بوده است « و اهواءنا موجودة معا » . و هي في الإفراد : و « مع » در حال عدم اضافه به معناى « جميعا » است . و تستعمل للاثنين : « مع » در صورت عدم اضافه كه به معناى « جميعا » است مىتواند حال يا خبر از تثنيه و جمع مؤنث و مذكر واقع شود لكن هرگز حال يا خبر از مفرد نمىشود زيرا داراى معناى « جميعا » است كه با مفرد تنافى دارد ، مثل قول مطيع بن إياس در سوگ دوستش يحيى بن زياد : « كنت و يحيى كيدي واحد * نرمي جميعا و نرامى معا » « 1 » إن سرّه الدهر فقد سرّني * أو حادث ناب فقد أفظعا شاهد : در استعمال « معا » به صورت مفرد - غير مضاف - است كه حال بوده و ذو الحال آن ضمير متكلم مع الغير مستتر در « نرامى » است كه مصداق آن تثنيه است و عبارت از خود شاعر و « يحيى » است . تركيب شعر : « كنت » فعل ناقص و تاء اسم آن ، « يحيى » عطف بر ضمير فاعلى و يا مفعول معه ، كاف حرف جر و « يدي » تثنيه كه به جهت اضافه به « واحد » نون آن ساقط شده است . و جار و مجرور در محل نصب خبر « كنت » مىباشد . « نرمى » فعل

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 746 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 11 .