غلامعلى صفايى

249

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

« شيء » است كه جمله اسميه بعد كه مبتداى آن « هو » محذوف است صفت براى آن مىباشد و تقدير آن اين گونه است : « ربّ شيء هو الجامل المؤبل فيهم » لكن ديگران مىگويند « ما » كافه است و « الجامل » مبتدا و « المؤبل فيهم » خبر آن است و « ربّما » داخل براين جمله اسميه شده است . الثاني : دومين حرف جرى كه « ما » زائد كافه به آن ملحق مىشود ، حرف كاف است مانند : « كن كما أنت » يعنى « بوده باش همچون خودت » و مانند قول نهشل بن حرّى از شعراى مخضرم كه در جنگ صفين در كنار أمير المؤمنين عليه السّلام عليه معاويه بن هند جنگيد و برادرش در آن جنگ شهيد شد و در سوگ او چنين گفت : « أخ ماجد لم يخزني يوم مشهد * كما سيف عمرو لم تخنه مضاربه » « 1 » شاهد : در الحاق « ما » كافه به حرف جر كاف و مهمل شدن اين حرف مىباشد . تركيب شعر : « أخ » خبر براى مبتداى محذوف « هو » مىباشد و « ماجد » صفت « أخ » و جمله « لم يخزني » صفت دوّم براى « أخ » است « لم يخزني » فعل و فاعل آن ، ضمير مستتر راجع به « أخ » بوده و نون وقايه و ياء ضمير متكلم وحده در محل نصب مفعول آن است و « يوم » مفعول فيه و « مشهد » مصدر ميمى و مضاف اليه است ، كاف حرف جر و « ما » كافه و « سيف » مبتدا و « عمرو » مضاف اليه و « تخنه » فعل مضارع مجزوم كه در اصل « تخونه » بوده كه واو به واسطهء التقاى ساكنين حذف شده و ضمير مفعول منصوب عود به « عمرو » مىكند و « مضارب » جمع « مضرب » به معناى تيزى و برندگى آلت زدن است و فاعل « لم تخنه » و ضمير مضاف اليه عود به « سيف » مىكند و كل جمله در محل رفع خبر براى « سيف عمرو » است . معناى شعر : « او - مالك بن حرّى - برادرى شريف بود كه آبروى مرا در روز شهادت خود نبرد همانطور كه شمشير عمرو بن معديكرب - صمصامه - آبروى عمرو را تيزى و برندگى آن شمشير نبرد » .

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 502 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 127 ، أوضح المسالك : 2 / 157 ، همع الهوامع : 2 / 38 ، التصريح على التوضيح : 2 / 22 .