غلامعلى صفايى
211
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
« ليس » متن « ليس » كلمة دالة على نفي الحال و تنفي غيره بالقرينة . . . شرح « ليس » كلمهاى است كه بالوضع دلالت بر نفى خبر براى اسمش در زمان حال تكلم مىكند و گاهى با قرينه دلالت بر نفى وقوع خبر براى اسم در زمان ماضى نيز دارد ، مانند : « ليس خلق اللّه مثله » كه به واسطه فعل ماضى كه در خبر است و همچنين چون كلام در مدح يا ذم شخصى مىباشد و مدح يا ذم بايد با شيوهء و به لسان تحقيقى باشد و اين با زمان ماضى تطابق دارد ، اين دو دليل ، قرينه مىشود كه « ليس » براى نفى گذشته در اين مثال است . شايان ذكر است كه اسم « ليس » در مثال ضمير شأن مستتر در آن است و معناى مثال اين گونه است : « نيست شأن چنين كه خداوند خلق كرده باشد مانند او » و گاهى نيز با قرينه دلالت بر نفى استقبال مىكند ، مانند آيهء شريفء : أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ ( هود / 8 ) زيرا آيه مربوط به روز قيامت است بنابراين « ليس » براى نفى استقبال است . و مانند قول اعشى در مدح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « له نافلات ما يغبّ نوالها * و ليس عطاء اليوم مانعه غدا » « 1 » شاهد : در نفى استقبال به وسيله « ليس » است به قرينه كلمه « غدا » كه بعد از آن ذكر شده است .
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 704 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 204 .