غلامعلى صفايى

191

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

معناى بلند قامت مىباشد و « ذو خصل » صفت چهارم است و « خصل » جمع « خصلة » به معناى دسته مو است . معناى شعر : « اگر آن سواركار مىخواست ، به پرواز در مىآورد او را اسبى با نشاط و چابك ، كه پهلوهايش لاغر بود و بلند قامت و داراى موها و يالهاى زيادى بود » . و قد خرّج : كسانى كه مثل ابن مالك جازميت « لو » را قبول ندارند اين شعر را توجيه كرده‌اند كه بر لغت و شيوه استعمال قبيله‌اى است كه در « شاء - يشاء » به جهت ثقل و سنگينى اجتماع الف و همزه ، همزه را حذف مىكنند و مىگويند : « شا - يشا » سپس به جهت تخفيف ، الف نيز تبديل به همزه ساكنه شده و « شأ - يشأ » مىگردد همان‌طور كه در « العالم و الخاتم » گاهى الف تبديل به همزه ساكنه گشته و گفته مىشود : « العألم و الخأتم » بنابراين « لو » در شعر جزم نداده بلكه الف آن بعد از حذف بنابرآن لغت تبديل به همزه ساكنه گشته است ، بنابراين توجيه ، شعر نمىتواند مستشهد و دليل بر جازميت « لو » باشد . المسألة الرابعة : آخرين مسأله در باب « لو » درباره جواب آن است . بايد دانست كه جواب « لو » به چهار صورت استعمال مىشود كه سه صورت اول آن اتفاقى است و همه نحويون قبول دارند هرچند صورت سوم قليل است و يك صورت ( صورت چهارم ) اختلافى مىباشد و آن چهار صورت عبارتند از : 1 - مضارع منفى به « لم » مانند قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در وصف بهشت : « لو أنّ ثوبا من ثياب أهل الجنّة القى إلى أهل الدّنيا لم تحتمله أبصارهم » « 1 » شاهد : در وقوع فعل مضارع مقرون به « لم » در جواب « لو » مىباشد . معناى حديث : « اگر همانا لباسى از لباسهاى اهل بهشت افكنده شود بر اهل دنيا ، چشمان اهل دنيا - از نورانيت آن لباسها - نمىتواند آنها را تحمل كند » . 2 - ماضى مثبت و يا منفى به « ما » نافيه ، كه غالبا بر ماضى مثبت ، لام جواب « لو » نيز داخل مىشود ، مانند : قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مدح أهل ايران :

--> ( 1 ) - عدة الداعى : 99 .