غلامعلى صفايى
174
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
نيز مراد از « بلغن أجلهن » رسيدن وقت انقضاى عده طلاق نمىباشد زيرا ديگر در آن موقع نگهدارى آن زنان لزومى ندارد تا خطاب شود ( أمسكوهن ) بلكه مراد « قاربن بلوغ أجلهن » است يعنى نزديك است كه ديگر زمان عده آنان تمام شود . و هذا المعنى : اين معناى شرطيه استقباليه براى « لو » كه مترادف و هم معناى « إن » است كثيرى از نحويون در مانند اين عبارات كه فعل بعد از « لو » لفظا ماضى است لكن داراى معناى استقبالى مىباشد ذكر كردهاند . مانند اين آيهء شريفه كه حكايت قول برادران يوسف و خطاب به حضرت يعقوب است بعد از دسيسه قتل يوسف : وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ ( يوسف / 17 ) . و مانند آيهء شريفهء : لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ( التوبة / 33 ) . در اين دو آيهء شريفه مراد « و لو نكون صادقين » و « و لو يكره المشركون » مىباشد زيرا مراد از صدق در آيهء اول ، ثبوت راستگويى آنان در آينده در جريان قتل حضرت يوسف است و در آيهء دوم چون اظهار و برترى دين اسلام در آينده نسبت به زمان نزول آيه است پس كراهت مشركين نيز در آينده بايد باشد بنابراين هردو فعل داراى معناى استقبالى است . و مانند اين حديث نبوى كه در مورد زنى است كه مىخواست خود را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هبه بكند و پيامبر نپذيرفتند سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را به ترويج مردى به مهر تعليم چند سورهء قرآن درآوردند : عن سهل بن سعد قال : أتت النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إمراة فقالت إنّها قد وهبت نفسها للّه و لرسوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فقال : مالي في النساء من حاجة فقال رجل زوّجنيها قال أعطها ثوبا قال لا أجد قال « أعطها و لو خاتما من حديد » فأطلّ له فقال ما معك من القرآن كذا و كذا ؟ قال نعم . قال فقد زوجتك بما معك من القرآن . « 1 » « خاتما » خبر « يكون » محذوف است و خبر « كان » نمىباشد زيرا اعطاء مهر آن زن نسبت به اين كلام در آينده است بنابراين مراد از آن فعل ، استقبال مىباشد .
--> ( 1 ) - فتح البارى : 9 / ح 5029 .