غلامعلى صفايى

163

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

رد آنان به تفصيل سخن به ميان آورده و مىگويد : يك قاعدهء عقلى داريم كه اجتماع نقيضين و ارتفاع آن محال است و هرچيزى كه ممتنع شد و تحقق نيافت نقيض آن حتما در خارج تحقق مىيابد زيرا ارتفاع نقيضين محال است ، به عنوان مثال اگر در جهان خارج « ما قام زيد » ممتنع شد ، حتما « قام زيد » وجود دارد و اگر « قام زيد » ممتنع شد حتما « ما قام زيد » محقق است ، بنابراين اساس ، پس بنا بر قول جمهور كه مىگويند جواب « لو » ممتنع است چون « لو » دلالت بر امتناع آن دارد ، لازم مىآيد كه تمامى جوابها در اين سه دليل مذكور ممتنع باشد در حالى كه بالعكس در تمامى اين سه دليل تحقق جواب در خارج ممتنع نبوده بلكه تحقق آن حتمى است ، مثلا در آيهء اوّل چون جواب « ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا » است پس بنا بر قول جمهور كه مىگويند « لو » دلالت بر امتناع و عدم تحقق مضمون شرط و جواب مىكند ، بايد آنان اين معنا را در آيه بپذيرند كه در هنگام عدم تحقق شرط يعنى عدم تنزيل فرشتگان و عدم سخن گفتن مردگان و عدم دستيابى به هرچيز ، جواب كه « ما كانوا ليومنوا » است محقق نباشد بلكه كفار ايمان مىآوردند . در حالى كه وقتى اين كارهاى معجزه‌آسا صورت گيرد ، آنها ايمان نمىآوردند پس در نزد عدم اينها بايد به نحو اولى ايمان نياورند در حالى كه بنا بر قول جمهور ، آنها در هنگام عدم تحقق شرط در آيه بايد جواب يعنى « ما كانوا ليؤمنوا » منتفى شده و « كانوا ليؤمنوا » مىشد يعنى آنها ايمان مىآوردند در حالى كه اين كاملا معناى غلطى است كه به آيه نسبت داده مىشود . و در آيهء دوّم نيز همينگونه است زيرا جمهور كه مىگويند اين « لو » دلالت بر امتناع شرط و جواب دارد ، بايد ملتزم به اين مفهوم شوند كه اگر درختان زمين قلم نشوند و درياى اعظم به منزله دواتى باشد كه درياى هفت‌گانه كه پر از مركب ( مداد - مركب ) است آن بحر اعظم را پر نكنند ، مىشود كلمات و آيات الهى را شمرد در حالى كه وقتى درختان قلم و درياها آنگونه باشند نمىشود كلمات خدا شمارش كرد پس چگونه نزد عدم اينها كلمات خدا را مىشود شمارش كرد ، و اين همان معناى فاسدى است كه بنا بر قول جمهور لازم مىآيد . و در حديث نيز بنا بر قول جمهور لازم مىآيد زينب در صورت امتناع و عدم