غلامعلى صفايى

155

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

« لا ابالى » و « رغام » مفعول « رغم » كه اضافه به فاعل خود « ساخطين » شده است . معناى شعر : « باكى ندارم و باكى نخواهم داشت در ارتباط با حبّ اهل بيت عليهم السّلام قصد سوءكردن دشمنان نابودى مرا » . و تاتي للدعاء : استعمال كلمه « لن » در سه مورد شاذ و نادر است كه عبارتند از : 1 - همانطور كه كلمه « لا » در جملات انشائى دعائى استعمال مىشود ، مانند : « لا أرى مدتك » ، « لن » نيز در جملات انشائيه استعمال مىشود . و اين قول موافق با قول جماعتى از نحويون مانند ابن عصفور است ، و دليل صحت اين مدعا بايد در قول اعشى جستجو كرد كه در مدح اسود بن منذر است ، او به قبيله بنى اسد حمله كرد و آنان را شكست داد و اسراى زيادى گرفت و اعشى در آن موقع در قبيله خود - بنى أسد - نبود بعدا كه آمد در مدح او اشعارى سرود و اسود بن منذر تمامى اسرا را بخشيد : ما بكاء الكبير بالأطلال * و سؤالي فما يردّ سؤالى ربّ رفد هرقته ذلك اليو * م و اسرى من معشر أقيال « لن تزالوا كذلكم ثمّ لاز ل * ت لكم خالدا خلود الجبال » « 1 » شاهد : در استعمال « لن » در جمله دعائيه است زيرا شاعر در مقام انشاى دعا براى اسود بن منذر مىباشد نه خبر از واقعه‌اى كه روى داده است . تركيب شعر : « لن » حرف ناصبه « تزالوا » فعل مضارع منصوب و از افعال ناقصه و ضمير جمع مذكر ، اسم آن و « كذلكم » خبر آن است و مشار اليه اسم اشاره ، پيروزى و ظفر بر قبيله بنى اسد است « ثم » عاطفه « لازلت » فعل ناقص منفى با اسم آن « لكم » متعلق به « خالدا » كه خبر فعل ناقص است و « خلود » مفعول مطلق براى « خالدا » و « الجبال » مضاف اليه مفعول مطلق است . معناى شعر : « و پيوسته بوده باشيد آنگونه - پيروز و ظفرمند - و من هم پيوسته باشم دائم براى خدمتگزارى شما همانند دوام كوه » . 2 - دومين حكم شاذ و نادر « لن » عبارت است از تلقى و برخورد قسم - يعنى

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 684 ، شرح أبيات مغنى اللبيب : 5 / 158 .