غلامعلى صفايى

148

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

جواب ( جملهء دوّم ) در هنگام تحقق محتواى جملهء اوّل ( جمله شرط ) در خارج است ، مانند قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مدح أمير المؤمنين عليه السّلام : « لمّا عرج بي إلى السّماء رأيت مكتوبا على ساق العرش بالنّور لا إله إلّا اللّه محمد رسول اللّه ، أيّدته بعليّ » . « 1 » شاهد : در شرطيه بودن « لمّا » و دخول آن بر دو جمله كه تحقق خارجى جمله جواب در هنگام حصول مضمون جمله شرط در خارج است مىباشد و همچنين « لمّا » شرطيه بر فعل ماضى كه در جمله شرط است واقع شده است . معناى حديث : « زمانى كه بالا برده شدم به سوى آسمان ديدم نوشته‌اى بر پايه‌هاى عرش الهى كه با نور نوشته شده بود ، نيست خدايى جز خداى يكتا ، محمد پيامبر خداست و من - خدا - او را يارى نموده‌ام به على » . به همين جهت كه داراى معناى شرط بوده و وجود خارجى جمله جواب در وقت تحقق جمله شرط در خارج است به آن گفته مىشود : « حرف وجود لوجود » يعنى « حرفى كه دلالت مىكند بر وجود خارجى جمله جواب به سبب وجود خارجى جمله شرط » . و بعضى ديگر از نحويون به آن مىگويند : « حرف وجوب لوجوب » يعنى حرفى كه بر وجوب و حتميت تحقق خارجى جمله جواب به علت وجوب و تحقق جمله شرط دلالت مىكند . زعم ابن السراج : ابن سراج و به تبع او ابو على فارسى و پيرو اين دو ، ابن جنى و به رهروى از آنان جماعتى از نحويون قائل هستند كه اين « لمّا » اسم بوده و به معناى « حين » و ظرف زمان بوده و از ادات شرط نمىباشد ولى ابن مالك مىگويد : اين « لمّا » هرچند اسم و ظرف بوده و لكن معناى آن « إذ » است يعنى از ادات شرط نبوده بلكه ظرف زمان ماضى مىباشد و محل آن منصوب است . مصنف كتاب مىگويد اين قول ابن مالك صحيح است زيرا كه اين « لمّا » كاملا خصوصيات « إذ » را داراست كه اولا مختص فعل ماضى است و ثانيا دائم الاضافة به جمله مىباشد .

--> ( 1 ) - مناقب شهر آشوب : 1 / 296 .