غلامعلى صفايى
12
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
فعل مضارع است مانند : « ليكون » ولى ديگر نحويين قائل هستند كه عامل نصب فعل مضارع در اين مورد « أن » ناصبهء مقدر است و اين لام حرف جر مىباشد كه بر « أن » و فعل كه تأويل به مصدر برده مىشود ، داخل شده است ، بحث مفصل نظريهء كوفيون و رد آن در بحث ششم لام مفرده به زودى بيان مىشود . فالعاملة للجر مكسورة : در اين اقسام سهگانهء لام مفرده ، بحث قسم جاره به جهت كثرت استعمال ، مقدم بر دو قسم ديگر مىشود ، و بايد دانست كه حركت اين لام اگر مجرور آن ، اسم ظاهر بود كسره است ، مثل « لزيد » مگر اين كه مجرور آن ، مستغاث به بوده كه بعد از « يا » مباشره و بلافاصله ذكر شده باشد ، مانند « يا للّه » تا اين كه با مستغاث له كه لام آن مكسور است متفاوت شود و همچنين در بعضى از موارد كه مستغاث به حذف مىشود اگر هردو لام مكسور باشد ، مستغاث له با مستغاث به اشتباه مىشود ، به خلاف مواردى كه مستغاث به و لام آن بعد از « يا » بلافاصله ذكر نمىشود بلكه مثلا عطف بر مستغاث به ديگرى مىباشد كه بر آن « يا » داخل شده است ، مانند « يا لزيد و لعمرو » كه مستغاث به دوم بلافاصله بعد از « يا » نيست بلكه با « يا » به واسطه مستغاث به اوّل فاصله دارد ، در اين صورت چون فرق بين مستغاث به با مستغاث له بواسطهء عطف حاصل شده زيرا هرگز مستغاث له بر مستغاث به عطف نمىشود لذا لام آن طبق اصل مكسور است . شايان ذكر است كه اگر « يا » تكرار شد ، لام مستغاث دوم نيز مفتوح مىشود چنان كه ابن مالك مىگويد : إذا استغيث اسم منادى خفضا * باللّام مفتوحا ك « يا للمرتضى » و افتح مع المعطوف إن كرّرت « يا » * و فى سوى ذلك بالكسر ائتيا و أمّا قراءة : امّا مضموم شدن لام جاره در قراءت ابراهيم بن أبى عبله « 1 » « الحمد للّه » به خاطر تابعيت از حركت ماقبل كه ضمه دال است مىباشد و عارضى است و وضعى و اصلى نمىباشد ، بنابراين قاعده فوق - مكسور بودن لام جاره در هنگام دخول آن بر اسم ظاهر مگر در مستغاث به مباشرى - سالم بوده و با اين
--> ( 1 ) - الكشاف : 1 / 10 .