غلامعلى صفايى

117

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

مىكنند ، و مبتدا را در جمله مبدو به « ليت » تبديل به مبتداى تمنييه و در جمله مبدو به « لعلّ » تبديل به مبتداى ترجّييه مىكنند و بسيار نيز از جهت مفهوم ، قريب المعنى هستند . بايد دانست كه همين جواز عمل بعد الحاق « ما » در « كأنّ » نيز به جهت حمل آن بر « ليت » گفته شده است ؛ زيرا « كأن » مبتدا را تبديل به مبتداى تشبهيه مىكند ، لكن بعضى فقط « لعلّ » در اين مورد را مختص حمل به « ليت » دانسته‌اند ؛ زيرا « لعلّ » شباهت بيشترى به « ليت » نسبت به « كأنّ » دارد ، زيرا آن دو داراى معناى انشايى هستند و « لعلّ » براى انشاء ترجى و « ليت » براى انشاء تمنى است و جملهء اسميه خبريه با آن دو تبديل به انشائى مىشود ، ولى « كأنّ » در جملهء اسميه قرار مىگيرد و آن جمله به خبريت خود باقى مىماند . و فيها عشر لغات : بايد دانست كه در « لعلّ » ده لغت است كه عرب آن را استعمال مىكند : ( لعلّ ، علّ ، لعنّ ، عنّ ، لأنّ ، أنّ ، عنّ ، غنّ ، لونّ ، لغنّ ) . و لها ثلاثة معان : و براى « لعلّ » سه معنا است : 1 - أحدها : توقع و انتظار وقوع خبر براى اسم است كه اين خود گاهى به صورت توقع و انتظار اميدوارانه براى متكلم است و اين در هنگامى است كه متكلم اميد وقوع چيز محبوبى را براى اسم « لعلّ » دارد ، و گاهى به صورت توقع و انتظار ناخوشايند براى متكلم است و اين در هنگامى است كه متكلم خوف وقوع چيز مكروه و ناپسندى را براى اسم « لعلّ » دارد . و مثال براى ترجى ، قول حسان در سوگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است : « و ليس هوائي نازعا عن ثنائه * لعلّي به في جنّة الخلد أخلد » « 1 » شاهد : در معناى ترجى و اميد داشتن « لعلّ » است . تركيب شعر : « هواء » اسم « ليس » و ياء مضاف اليه براى « هواء » است و « نازعا » خبر « ليس » و « عن ثنائه » متعلق به « نازعا » و « لعلّ » حرف مشبهة بالفعل و ضمير متكلم در محل نصب اسم آن ، و « أخلد » فعل مضارع متكلم در محل رفع و خبر « لعلّ » بوده و « به » و « في جنّة » متعلق به « أخلد » و « الخلد » مضاف اليه براى « جنّة » است .

--> ( 1 ) - أعيان الشيعة : 1 / 296 .