غلامعلى صفايى
112
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و على كلّ قول : بنابر هردو قول أخير كه مىگويند « لات » عامل است ، همواره بعد از « لات » تنها يكى از دو معمول آن ذكر مىشود و غالبا آن معمول محذوف ، مرفوع آن است كه طبق قول دوّم ، خبر و بنا بر قول سوم ، اسم آن مىباشد ، مانند قول امير المؤمنين عليه السّلام دربارهء بيچارگى انسان بعد از مرگ : « و قد ادبرت الحيلة و أقبلت الغيلة و لات حين مناص ، هيهات هيهات قد فات ما فات و ذهب ما ذهب و مضت الدّنيا لحال بالها » « 1 » . شاهد : در حذف مرفوع « لات » و ابقاء منصوب آن است . معناى كلام : « از دست رفته است تدبير و چارهانديشى و روى آورده است بلاى ناگهانى ، و آن هنگام زمان فرار نيست ، و محققا رفته است آنچه از دست رفت ، و گذشته است آنچه گذشت و دنيا آنگونه كه خود خواست پايان يافت . و اختلف في معمولها : و در بين علمائى كه قائلند : « لات » عامل است دربارهء لفظ معمول آن اختلاف شده است ، فراء و سيبويه مىگويند تنها در لفظ « حين » عمل مىكند و علماى ديگرى مانند زمخشرى مىگويند : « 2 » معمول آن « حين » و هر لفظى كه معناى آن را مىرساند ، مىباشد ، به همين جهت زمخشرى در اينباره مىگويد : تاء در آخر « لات » زائده است و در مقام عمل مختص عمل در أحيان و ازمان و نفى آن است . « 3 »
--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ط 233 / 771 . ( 2 ) - الكشاف : 4 / 71 . ( 3 ) - قابل ذكر است كه اين قسمت از كلام زمخشرى در كتاب الكشاف ، نقل قول اخفش است لذا نقلكردن مصنف اين كلام را به عنوان كلام زمخشرى اشتباه است هرچند نظر زمخشرى و أخفش درباره اختصاص دخول « لات » بر أحيان يكى است . رجوع شود به الكشاف : 4 / 71 .