غلامعلى صفايى

110

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

سين لام الفعل تبديل به تاء شده است ، مانند تبديل « سدس » به « ستّ » ، بنابراين طبق اين قول اين كلمه در اصل نيز به خلاف قول اوّل داراى معناى نفى مىباشد . ب : « لات » مركب از دو كلمهء « لا » نافيه و تاء تأنيث است كه ملحق به « لا » شده تا دلالت بر تأنيث لفظ « لا » كند مانند الحاق تاء به « ثمّ » و « ربّ » و تاء در اينجا واجب است حركت فتحه داده شود تا رفع التقاى ساكنين بين تاء و الف كند ، و اين قول جمهور است . ج : « لات » مركب از كلمهء « لا » و بعضى از حروف فعل مضارع « تحين » مىباشد كه آن بعض ، تاء زائده مضارعه است كه در اوّل « حين » و ديگر افعال مضارع مىآيد تا دلالت بر مضارع بودن آن كند اين قول را ابو عبيده بصرى و ابن طراوه اندلسى معتقد هستند و ابو عبيده براى اثبات اين ادعاء ، استدلال به رسم الخط قرآنى كه عثمان جمع‌آورى كرده است ، نموده و گفته است تاء « لات » در آيه : لاتَ حِينَ مَناصٍ ( ص / 3 ) مختلط و همراه با « حين » به صورت « لاتحين » نوشته شده است كه اين خود كاشف از ارتباط داشتن تاء به « حين » است . لكن اين قول اشتباه است زيرا چقدر مطالب رسم الخطى غيرقابل قياسى كه در قرآن است كه مختص اين كتاب الهى است در حالى كه ما در كل لغت و وضع كلى الفاظ عرب بحث مىكنيم . « 1 » و يشهد للجمهور : و در مقام داورى بين اين سه مذهب ، مىتوان گفت كه قول جمهور رجحان دارد . و شاهد اين رجحان ، اين است كه 1 - در هنگام وقف ، در آخر آيه گاهى تاء « لات » به صورت هاء « لاه » نوشته و تلفظ مىشود و اين گونه وقف تنها در تاء تأنيث جايز است ، بنابراين قول جمهور صحيح است و آن دو قول ديگر اشتباه است . 2 - تاء در رسم الخط به صورت مجزا از كلمهء « حين » نوشته مىشود ، در حالىكه اگر جزء كلمه « حين » بود ، مىبايد متصل به آن نوشته مىشود ، پس قول ابو عبيده صحيح نيست . 3 - تاء گاهى به جهت رفع التقاى ساكنين ، كسره داده مىشود كه اين حركت كسره دادن اصل اوّلى حركت در رفع التقاى ساكنين است و

--> ( 1 ) - ر . ك ، التمهيد في علوم القرآن : 1 / 365 .