غلامعلى صفايى
105
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مشابه اين آيه جواب قسم مثبت بوده با آن كه « لا » قبل از فعل « اقسم » ذكر شده بنابراين آن علت با اين آيات رد مىشود . لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ . . . لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ ( البلد / 1 و 4 ) فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ( الواقعة / 75 - 77 ) زيرا جواب در هردو آيه مثبت است . الثاني : برخى ديگر قائل به اين هستند كه علت زيادت « لا » در اين قبيل آيات تنها تقويت و تأكيد كلام است مثل زيادت « لا » در اين آيه شريفه : لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ ( الحديد / 29 ) و ردّ : لكن اين تعليل درباره « لا » در آيه مورد بحث اشتباه است زيرا قياس آن آيه با اين آيه اشكال دارد چون زيادت كلمات براى تأكيد در وسط كلام واقع مىشود مثل زيادت « لا » در همين آيه سوره « الحديد » در حالى كه بحث ما در « لا » آيه « لا اقسم » است كه در صدر كلام است و هيچگاه ادات زيادت در صدر كلام واقع نمىشوند مانند زيادت « ما » در اين آيات : فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ ( آل عمران / 159 ) أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ ( النساء / 78 ) و همچنين زيادت « كان » در مثال : « زيد كان فاضل » در وسط كلام صورت گرفته است . زيرا زيادت چيزى كاشف اين مطلب است كه اهميت معنوى چندانى ندارد و از طرفى قرار گرفتن در صدر كلام نشانه اعتبار و اهميت و اعتناى به آن است كه جمع اين دو صحيح نيست به همين خاطر هرگز الفاظ زائده در اول كلام قرار نمىگيرد . ولى در اين دو آيه شريفه چون « لا » در وسط كلام است زيادت آن اشكال ندارد . فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ ( المعارج / 40 ) و فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ ( الواقعة / 75 )