غلامعلى صفايى
20
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
يعنى : « اهبط مع سلام منّا » و مانند قول امّ كلثوم بنت امير المؤمنين ملقب به زينب صغرى كه همسر عون بن جعفر طيّار بوده است و در برگشت از كربلا و اسارت در شام خطاب به مدينه كرده و مىگويد : مدينة جدّنا لا تقبلينا * فبالحسرات و الأحزان جينا « خرجنا منك بالأهلين جمعا * رجعنا لا رجال و لا بنينا » « 1 » شاهد : در معناى مصاحبت داشتن باء « بالأهلين » است . تركيب شعر : « خرجنا » فعل و فاعل « منك » متعلّق به آن و ضمير مؤنث خطاب به « مدينة » است و « بالأهلين » متعلّق به شبه فعل عموم « كائنين » حال از ضمير فاعلى در « خرجنا » است و « جمعا » يا صفت براى مفعول مطلق محذوف « خرجنا خروجا جمعا » يا حال براى فاعل فعل قبل يا حال از « الأهلين » مىباشد . و « لا » براى نفى جنس و « رجال » اسم آن و خبر آن محذوف « موجود فينا » است ، واو حرف عطف و « لا » زائده و « بنينا » عطف بر « رجال » و الف آن اطلاق شعرى است و جملهء اسميهء منسوخه حال از ضمير فاعلى در « رجعنا » است . معناى شعر : « خارج شديم از تو - اى مدينه - در حالى كه همراه اقوام خود بوديم جميعا و برگشتهايم در حالى كه مردان ما در بين ما نيستند و همچنين فرزندان ما » . و قد اختلف في الباء : و محقّقا بين علما در مورد معناى باء در قول خداوند متعال : فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ « النصر / 3 » اختلاف شده است ، گروهى از علما مانند زمخشرى « 2 » و شيخ طوسى « 3 » گفتهاند : باء معناى مصاحبت دارد و متعلّق به شبه فعل عام « كائنا » و حال از فاعل « سبّح » است كه مفعول آنكه ضمير مفرد مذكّر غايب و مرجع آن « اللّه » بوده ، حذف شده است و « حمد » مصدر و مجرور و مضاف به « ربّك » كه در حكم مفعول اوست مىباشد و تقدير آيه اين گونه است : « فسبّحه كائنا مع حمد ربّك » . ولى در كتاب به جاى متعلّق و جار و مجرور ، كلمه « حامدا » به جهت اختصار
--> ( 1 ) - أدب الطف : 1 / 75 . نفس المهموم : 471 . ( 2 ) - الكشاف 4 / 811 . ( 3 ) - التبيان : 10 / 425 .