غلامعلى صفايى

16

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شاهد : لازم بودن « أنبت » است . معناى شعر : « ديدم صاحبان حاجت و نياز را در اطراف خانه‌هاى آنان در حالى كه ملازم و مقيم بودند آنان را تا زمانى كه گياه و سبزى رويد » . تركيب شعر : « رأيت » فعل و فاعل ، و « ذوى » جمع « ذو » و ياء علامت نصب ، و نون جمع به واسطهء اضافه به « الحاجات » حذف شده است و مفعول « رأيت » مىباشد و « حول » منصوب بنا بر ظرفيت براى « رأيت » و مضاف به « بيوتهم » ، و « قطينا » به معناى « ملازما و مقيما » حال از « ذوي الحاجات » و « حتّى » متعلّق به « قطينا » و « البقل » به معناى سبزى و گياه ، فاعل « أنبت » است . و من ورودها مع المتعدّي : و از موارد استعمال باء تعديه با لفظ متعدّى كه بسيار نادر است ، اين قول خداوند متعال است : دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ « البقرة / 251 » . كلمهء « دفع » مصدر است و بالوضع عمل فعل خود را داراست كه متعدّى به يك مفعول مىباشد لكن در آيه بواسطهء باء ، متعدّى به دو مفعول گشته است و بعد از افزودن فاعل جديد « اللّه » به عبارت و اضافهء « دفع » به آن ، فاعل سابق آن ، مفعول اوّل آن گرديده و بر مفعول دوّم ، باء تعديه داخل شده است ، پس در تقدير ، آيه « دفع بعض النّاس بعضا » بوده است . و « بعض الناس » در اصل فاعل « دفع » بوده است كه « دفع » به آن اضافه شده و « بعضا » مفعول آن است . و كلمه « الناس » مبدل منه در آيه بوده و « بعضهم » بدل جزء از كلّ آن است و چون مبدل منه در حكم سقوط است در تقدير و بيان اصل آيه ذكر نگرديده و به جاى ضمير در « بعضهم » مرجع آن ذكر شده است . نكته : با توجه به اينكه محل دخول باء تعديه بر فاعل فعل سابق است كه آن را تبديل به مفعول مىكند ، اشكالى بر بيان كيفيّت تقدير اين آيهء شريفه در كتاب وارد مىشود زيرا باء بر مفعول داخل شده است چنان كه ملاحظه مىشود كه محل دخول باء ، كلمه « بعضا » در تقدير گرفته شده است . شايان ذكر است كه مىتوان به دو صورت اين اشكال را حل كرد :