السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
89
جواهر البلاغة ( فارسى )
اگر حاضر بودى اى شخص شامگاه ما را در حالى كه ابر گاهى فرو مىباريد و سرازير مىگشت و زمين زرد و از ابر پوشيده بود ، طلايى را مىديدى كه بر آن مرواريد پراكنده مىشود . 12 - و الأقاحى قصور كلّها ذهب * من حولها شرفات كلّها درر « 1 » گلهاى بابونه كاخهايى همه از طلا دارد كه پيرامونش كنگرههايى همه از مرواريد است . 13 - كأنّما النار فى تلّهبها * و الفحم من فوقها يغطّيها « 2 » زنجية شبّكت أناملها * من فوق نارنجة لتخفيها گويا آتش در شعلهور شدنش و ذغالى كه بالاى آن شعله را فرو مىپوشاند چونان يك زن سياهپوست است كه انگشتانش را از بالاى نارنجى گشوده است تا آن را در دست خويش پنهان سازد . 14 - و الورد فى شطّ الخليج كأنّه * رمد ألمّ بمقلة زرقاء « 3 » گل سرخ در ساحل رود بسان درد چشمى است كه به پيه چشم زنى كبودچشم عارض شده باشد . 15 - هذى المجرّة و النّجوم كأنّها * نهر تدّفق فى حديقة نرجس « 4 » اين كهكشان و ستارهها گويا جويى است كه در باغ نرجس مىجوشد . 16 - أنظر إلى حسن هلال بدا * يهتك من انواره الحندسا « 5 » كمنجل قد صيغ من عسجد * يحصد من زهر الدّجى نرجسا به زيبايى هلالى كه آشكار شده و تيرگى را با پرتوهايش مىشكافد نگاه كن ، مانند داسى است كه از طلا ساخته شده و از غنچهء تاريكى گل نرگس درو مىكند . 17 - و البدر يستر بالغيوم و ينجلى * كتنفّس الحسناء فى مرآتها « 6 » و ماه در ميان ابرها پنهان مىگردد و آشكار مىشود چون نفس كشيدن [ رخ نمودن ] زن زيباروى در آيينهاش .
--> ( 1 ) - تشبيه ضمنى ، تمثيل ، مجمل و مؤكّد است . ( 2 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 3 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 4 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 5 ) - « حندس » به معنى تاريكى است . و تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 6 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است .