السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

59

جواهر البلاغة ( فارسى )

اصل در كاف ، مثل و شبه از اسمهايى كه به مابعدش اضافه مىشود اين است كه بر سر مشبّه‌به درآيد يا در لفظ و يا در تقدير . [ ممكن است در لفظ مثلا كاف بر سر مشبّه‌به نباشد ولى در تقدير باشد ] . « 1 » و الأصل فى كأنّ و شابه و ماثل و ما يرادفها أن يليها المشبّه كقوله : و أصل در كأنّ ، شابه ، ماثل و آنچه مرادف اينهاست اين است كه در كنار مشبّه در آيد . مانند سخن او : كأنّ الثّريا راحة تشبر الدجى * لتنظر طال الليل أم قد تعرّضا گويا ستاره‌هاى پروين كف‌دستى است كه تاريكى را وجب مىكند تا ببيند شب دراز شده يا پهن [ در اين مثال ، كأنّ بر سر « الثريّا » درآمده كه مشبّه است ] . و كأنّ تفيد التّشبيه إذا كان خبرها جامدا نحو : كأنّ البحر مرآة صافية و قد تفيد الشّك إذا كان خبرها مشتقا نحو : كأنّك فاهم و كقوله : « كأنّ » مفيد تشبيه است زمانى كه خبر آن جامد باشد ؛ مانند : « كأنّ البحر مرآة صافية » گويا دريا آينهء صافى است [ در اين مثال « مرآة » خبر « كأنّ » و جامد است . ازاين‌رو « كأنّ » تشبيه را مىفهماند . ] و زمانى كه خبر « كأنّ » مشتق باشد « كأنّ » مفيد ترديد است ؛ مثل « كانّك فاهم » گويا تو فهميده‌اى [ در اين مثال « فاهم » خبر كأنّ و مشتق است ازاين‌رو كأنّ مفيد شك است . ] و مانند قول او : كأنّك من كلّ النّفوس مركّب * فأنت إلى كلّ النّفوس حبيب گويا تو از همهء مردم تركيب‌يافته‌اى كه محبوب همهء مردمى . [ « مركّب » خبر « كأنّ » و مشتق است ازاين‌رو « كأنّ » در اينجا مفيد شك است ] . و قد يغنى عن أداة التشبيه « فعل » يدلّ على حال التشبيه و لا يعتبر أداة . فان كان

--> - ( سرسبز مىشود ) درهم فرو مىرود اما بعد از مدتى مىخشكد و بادها آن را به هرسو پراكنده مىكند . » مراد تشبيه حال دنياست در سرسبزى و خرّمى منظرش در آغاز و اين‌كه زيباييش در نهايت مىرود و رونقش در پايان اندك‌اندك تباه مىشود ، به حال گياهى كه از آب زيبا مىگردد و سبزيش تازه مىشود سپس كم‌كم به خشكى مىگرايد و هيمه مىگردد آنگاه بادها آن را به پرواز درمىآورد آنگاه به گونه‌اى مىشود كه گويا هرگز چيز قابل ذكرى نبوده است . و وجه‌شبه در اين تشبيه هيئتى است كه هم در دنيا وجود دارد و هم در گياه ؛ و آن هيئت برداشت شده از زيبايى ، تعجب‌آفرينى و سودبخشى است كه در پى آن تباه شدن و نابود گشتن باشد . ( 1 ) - مانند سخن خداى برين : « أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ » كه مقدّر آن « كمثل ذوى صيّب » است . براى پژوهش بيشتر در اين‌باره نگاه كنيد به كرانه‌ها ، ج 3 ، ص 142 .