السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
364
جواهر البلاغة ( فارسى )
الف - النّسخ و يسمّى انتحالا أيضا هو أن يأخذ السّارق اللّفظ و المعنى معا بلا تغيير و لا تبديل أو بتبديل الألفاظ كلّها أو بعضها بمرادفها و هذا مذموم و سرقة محضة . « 1 » الف - نسخ كه انتحال نيز ناميده مىشود اين است كه دزد ، لفظ و معنا را بدون تغيير و تبديل بگيرد ؛ يا همهء الفاظ يا برخى از آنها را تبديل به مرادف آنها كند . اين نكوهيده و دزدى محض است . كما فعل عبد اللّه بن الزّبير بقول معن بن أوس : « 2 » مانند كارى كه عبد اللّه پسر زبير [ بر وزن كريم ] با سخن معن پسر أوس كرده است : إذا أنت لم تنصف أخاك وجدته * على طرف الهجران إن كان يعقل و يركب حد السّيف من أن تضيمه * إذا لم يكن عن شفرة السّيف مزحل هرگاه با برادرت انصاف نورزى او را مىيابى به سوى دورى از تو مىگرايد اگر عقل پيشه كند . و به جاى اينكه تو بر او ستم كنى بر تيزى شمشير سوار مىشود وقتى كه از تيزى شمشير جاى گريزى نباشد . ( لفظ و معناى اين شعر را عبد اللّه بن زبير از معن دزديده است . ) « ضميم » به معنى ستم ، و « شفره سيف » تيزى دم شمشير است ، و « مزحل » اسم مكان به معنى جاى دور شدن است . و أمّا تبديل الألفاظ بمراد فها كما فعل بقول الحطيئة : و اما تبديل الفاظ به مرادف آنها همانگونه است كه با سخن حطيئه شده : دع المكارم لا ترحل لبغيتها * و اقعد فانّك أنت الطّاعم الكاسى مكارم را واگذار و براى يافتن آنها سفر مكن ، بنشين كه تو خود خورنده و پوشنده هستى . و ديگرى گفته است : ذر المآثر لا تذهب لمطلبها * اجلس فانّك انت الآكل اللّابس ارزشها را واگذار ، براى يافتن آنها گام برمدار ، بنشين بىترديد تو خورنده و پوشنده هستى .
--> ( 1 ) - انتحال : سخن كسى را بر خود بستن و خود را به مذهبى وابسته دانستن . ( 2 ) - زبير در اينجا به فتح اول و كسر دوم است ، و اسم ديگرى هم هست كه به ضم اول و فتح دوم است . و « معن » در اينجا به ضم اول و فتح دوم است ولى « معن بن زائده » [ شخص ديگرى است ] به فتح اول و سكون دوم است .