السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
313
جواهر البلاغة ( فارسى )
در اين شعر كلمهء قافيه در آغاز بيتهاى بعدى تكرار شده است . و در فارسى مانند « 1 » : نوروز فرخ آمد و بوى بهار داد * بوى بهار نكهتى از زلف يار داد يارى كزو وظيفهء نوروز خواستم * گفت از لبم رطب دهم از غمزه خار داد و فرصت الدّوله شيرازى گفته است : دوباره باد بهارى به باغ شد پى سپار * به باغ شد پى سپار نسيمى از هركنار نسيمى از هركنار شد آشكارا چو پار * شد آشكارا چو پارنوائى از مرغزار نوائى از مرغزار برآمد از مرغزار * به جاى باران سحاب نشانده لؤلؤى تر فشانده لؤلؤى تر به شاخهاى شجر * به شاخهاى شجر هزار نوحهگر هزارها نوحهگر به پيش گل تا سحر 35 - العكس : « 2 » العكس هو أن تقدّمّ فى الكلام جزءا ثمّ تعكس بأن تقدّم ما أخّرت و تؤخّر ما قدّمت و يأتى على أنواع : 35 - عكس ( واژگون ساختن ) : عكس اين است كه جزئى را در كلام مقدّم بدارى سپس برعكس كنى يعنى مقدّم بدارى آنچه را مؤخر كردهاى و مؤخر كنى آنچه را كه مقدّم آوردهاى . و آن چند نوع است : الف - أن يقع العكس بين احد طرفى جملة و ما اضيف اليه ذلك الطرف نحو : كلام الملوك ملوك الكلام . الف - اين است كه واژگون ساختن ميان يكى از دو طرف يك جمله و مضاف اليه آن باشد ؛ مانند : « كلام الملوك ملوك الكلام » سخن شاهان ، شاهان سخن است . اين يك جملهء مبتدا و خبر است . « كلام » كه مبتداست با مضاف اليه آن يعنى « ملوك » ، واژگون شده و به صورت خبر درآمده است . « 3 »
--> ( 1 ) - اين شعر از ظهير است . ( 2 ) - عكس و تبديل يا تبديل تنها نيز گفته مىشود . ( 3 ) - اين نوع عكس در ادبيّات و معارف ما بسيار است ؛ بنگريد : « عادات السّادات ، سادات العادات » ، -