السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
283
جواهر البلاغة ( فارسى )
تو از مهر زرد و من از مهرزرد * تو از مهر « ماه » و من از « مهرماه » 20 - الجمع مع التقسيم : الجمع مع التّقسيم أن يجمع المتكلّم بين شيئين أو أكثر تحت حكم واحد ثمّ يقسّم ما جمع أو يقسّم أوّلا ثمّ يجمع . 20 - جمع با تقسيم : جمع و تقسيم اين است كه گوينده دو چيز يا بيشتر را زير يك حكم گرد آورد سپس آنها را كه جمع كرده است تقسيم كند . قسمت نخست مانند : « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ » « 1 » خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مىكند و ارواحى را كه نمردهاند نيز به هنگام خواب مىگيرد ؛ سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده است نگه مىدارد و ارواح ديگرى را ( كه بايد زنده بماند ) باز مىگرداند تا سرآمدى معين ؛ در اين امر نشانههاى روشنى است براى كسانى كه انديشه مىكنند . در اين آيه خداوند متعال ابتدا جمع كرده است بدينسان كه فرموده : روح مردم را به تمامى مىستاند ( چه هنگام مرگ و چه هنگام خواب ) سپس بدينگونه تقسيم فرموده است : آنان را كه اجلشان فرا رسيده روحشان را نگه مىدارد و آنان را كه اجلشان فرا نرسيده است روحشان را رها مىكند تا اجلشان فرا رسد . و مانند سخن متنبى : « 2 » حتّى أقام على أرباض خرشنة * تشقى به الرّوم و الصّلبان و البيع للسّبى ما نكحوا و القتل ما ولدوا * و النّهب ما جمعوا و النّار ما زرعوا تا اينكه بر كرانههاى شهر خرشنه سلطه يافت ؛ از او روم ، صليبها و معبدهاى نصارى به رنج افتاد . پس همسرانشان براى اسارت ، فرزندانشان براى كشتن ، آنچه گرد آورده بودند براى غارت و آنچه كشته بودند براى آتش گرديد « 3 » .
--> ( 1 ) - زمر ، 42 ( 2 ) - ديوان متنبى ، ج 1 ، ص 403 ( 3 ) - آقاى ابو معين حميد الدين حجت هاشمى خراسانى در شرح اين شعر نگاشتهاند :