السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
280
جواهر البلاغة ( فارسى )
اين را بينىها مىبويند و آن را دهانها مىبوسند . تفريق در ادبيات فارسى نمونههاى فراوان دارد : خسروى گفته است : ابر چون تو كسى است نيسانى * زر كى بارد ابر نيسانا و سلمان ساوجى گفته است : نه چون نور رايت بود آفتاب * كه اين از خطا آيد آن از صواب و سعدى سروده است : ميان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمين تا آسمان است 18 - التقسيم : التّقسيم هو أن يذكر متعدّد ثمّ يضاف إلى كلّ من أفراده ماله على جهة التعيين نحو : 18 - تقسيم : تقسيم اين است كه چند چيز ذكر گردد سپس حكم هريك از افراد با تعيين به آن ، نسبت داده شود . [ تعيين و معينكردن حكم هريك ، تقسيم را از لف و نشر جدا مىسازد . ] مانند سخن خداى متعال : « كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ » « 1 » ثمود و عاد آن حادثهء كوبنده را تكذيب كردند ؛ اما ثمود به [ سزاى ] سركشى [ خود ] هلاك شدند ، و اما عاد به [ وسيله ] تندباد توفندهء سركش نابود گشتند . و در فارسى مانند اين شعر زيباى حافظ : سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت * بادت اندر شهريارى برقرار و بر دوام سال خرم فال نيكو مال و افرحال خوش * اصل ثابت نسل باقى تخت عالى بخت رام و قد يطلق التقسيم على أمرين آخرين : أوّلهما أن تستوفى أقسام الشّىء نحو قوله تعالى :
--> ( 1 ) - الحاقّه ، 4 ، 5 و 6