السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
28
جواهر البلاغة ( فارسى )
فالحسيّان يشتركان : 1 - فى صفة مبصرة كتشبيه المرآة بالنّهار فى الاشراق و الشعر بالليل فى الظلمة و السواد . جان سخن دربارهء تقسيم دو طرف تشبيه نخست اينكه : تشبيه به اعتبار دو طرفش به چند قسم قسمت مىپذيرد : 1 - دو طرف حسى 2 - دو طرف عقلى 3 - مختلف ( يكى حسى و يكى عقلى ) آنجا كه دو طرف حسى است اشتراك دارند : 1 - در صفتى كه ديدنى است مثل تشبيه آيينه به روز در درخشش ، و تشبيه مو به شب در تيرگى و سياهى . كما فى قول الشاعر : فرعاء تسحب من قيام شعرها * و تغيب فيه و هو ليل أسحم « 1 » فكاّنها فيه نهار مشرق و * كأنّه ليل عليها مظلم آن زن گستردهگيسو آنگاه كه مىايستد گيسوانش را به زمين مىكشد و در آن پنهان مىگردد در حالى كه موهايش چونان شب تيره است . گويى او در ميان موها روزى تابناك است و گويى آن گيسوان بر او بسان شبى تاريك است . در اين مثال گيسو به شب تشبيه شده در سياهى ، و چهره به روز در روشنايى ، و هر دو ديدنى است . 2 - أو فى صفة مسموعة نحو غرّد تغريد الطيور و نحو سجع سجع القمرى ، و نحو أنّ أنين الثكلى و نحو أسمع دويّا كدوىّ النحل . 2 - يا آن دو طرف حسى اشتراك در صفتى دارند كه شنيدنى است ؛ مانند : « غرّد تغريد الطيور » آواز در گلو چرخاند چونان آوازكردن پرندگان . صفت مشترك در اين دو آواز شنيدنى بودن است . « 2 » « سجع سجع القمرى » بانگ برآورد مثل بانگ برآوردن قمرى . در اين مثال هم وجهشبه ، صفت مشتركى است كه شنيده مىشود . و مانند : « أنّ أنين الثكلى » « 3 » چون نالهء زن فرزندمرده ناله كرد .
--> ( 1 ) - امرأة فرعاء : زنى كه موهاى او فراوان است . « أسحم » : سياه ، گرفته شده از « سحم » مانند تعب است . ( 2 ) - در فارسى مانند اين شعر خاقانى : گاه چو حال عاشقان صبح كند * گه چو حلّى دلبران مرغ كند نواگرى ملوّنى آواز مرغ را به آواز خلخال تشبيه كرده است . ( 3 ) - « أنّ » : فعل ماضى است .