السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
269
جواهر البلاغة ( فارسى )
ضمير « مثله » به « امر » برمىگردد ، و ضمير « كمالها » به « صفت » . « منتزع منه » : چيزى است كه يك موصوف ديگر از آن برداشت و انتزاع شده است . ضمير « منها » و « بها » به « صفت » رجوع مىكند . و أقسام التجريد كثيرة : الف - منها ما يكون بواسطة من التّجريدية كقولك : لى من فلان صديق حميم . أى بلغ فلان من الصداقة حدّا صحّ معه أن يستخلص منه آخر مثله فيها . تجريد اقسام فراوانى دارد : الف - برخى از آن اقسام به واسطهء « من » تجريديه است ؛ مانند سخن تو : « لى من فلان صديق حميم » : براى من از فلانى دوست صميمى هست . يعنى فلانى در دوستى به مرزى رسيده است كه صحيح است از او شخص ديگرى مثل او در دوستى برداشت كرد . « مثله فيها » ضمير « فيها » به « الصداقة » باز مىگردد . مانند : ترى منهم الأسد الغضاب اذا سطوا * و تنظر منهم فى اللقاء بدورا هنگامى كه حمله كنند از آنان شيران خشمناك مىنگرى ؛ و از آنان در ملاقات ، ماههاى تمام را تماشا مىكنى . ب - و منها ما يكون بواسطة الباء التجريديّة الداخلة على المنتزع منه نحو قولهم : لئن سألت فلانا لتسألنّ به البحر ، بالغ فى اتّصافه بالسّماحة حتّى انتزع منه بحرا فيها . و برخى از آن اقسام به واسطهء باء تجريديّه است كه بر منتزع منه داخل مىشود ؛ مانند سخن آنان : « لئن سألت فلانا لتسألنّ به البحر » اگر از او چيزى بخواهى قطعا به وسيلهء او از دريا خواستهاى . در وصف او به گشادهدستى مبالغه كرده است تا جايى كه در گشادهدستى دريايى از او برداشت و انتزاع كرده است . « سماحت » : بخشش ، گشادهدستى . ضمير « منه » به « فلان » و ضمير « فيها » به « سماحت » باز مىگردد . ج - و منها ما لا يكون بواسطة : ج - و برخى از اقسام تجريد بدون واسطهء حرف است ؛ مانند سخن خداى متعال :