السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

259

جواهر البلاغة ( فارسى )

ساق الشاعر هذا الكلام أصالة لبيان طول الليل و أدمج الشكوى من الدّهر فى وصف الليل بالطول . شاعر اين سخن را اصالتا براى بيان درازى شب ارائه كرده است و گلايه از روزگار را در ضمن وصف شب به درازى گنجانده است . « 1 » و در فارسى مانند اين بيت حافظ : ز چشم من بپرس اوضاع گردون * كه شب تا روز اختر مىشمارم و مثل اين بيت او : بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را * چون شيشه‌هاى ديده ما پر گلاب كن 10 - المذهب الكلامى : المذهب الكلامى هو أن يورد المتكلّم على صحّة دعواه حجّة قاطعة مسلّمة عند المخاطب بأن تكون المقدّمات بعد تسليمها مستلزمة للمطلوب كقوله تعالى : 10 - مذهب كلامى : مذهب كلامى اين است كه گوينده براى صحّت ادّعاى خويش دليل قاطعى را ارائه كند كه پيش مخاطب ، قطعى و پذيرفته شده باشد . بدين‌سان كه پس از پذيرش مقدّمات ، مستلزم مطلوب گردد ؛ مانند سخن خداى متعال : « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا » « 2 » اگر در زمين و آسمان جز خدا ، خدايانى وجود داشت قطعا زمين و آسمان تباه مىشد . و اللازم و هو الفساد باطل فكذا الملزوم و هو تعدّد الآلهة باطل و ليس أدلّ على ذلك من الحقيقة و الواقع . لازم كه تباه شدن زمين و آسمان است باطل است ، همين‌گونه ملزوم كه وجود چند خداست ، و چيزى از حقيقت و واقعيت دلالت‌كننده‌تر بر اين نيست . گفتنى است كه : استدلال در اين آيهء شريفه به شيوهء قياس استثنايى است . و مانند سخن خداى برين : « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ » « 3 »

--> ( 1 ) - ادماج اعم از استتباع است . استتباع تنها در قلمرو مدح به كار مىرود و ادماج در غير مدح نيز به كار مىرود . مانند : ز ميدان چنان تافت روى گريز * كه گفتى ز وى خواست سائل پشيز ( 2 ) - انبياء ، 22 ( 3 ) - حج ، 5