السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

246

جواهر البلاغة ( فارسى )

بزرگوارى جز در خانه‌هاى ما فرود نمىآيد ، مانند خواب كه به غير از چشم‌ها پناهى ندارد . [ در اين شعر ساختار سخن براى فخر به بزرگوارى بوده است . شاعر در مصراع دوم از آن هدف خارج گشته است و به سوى غيرت‌ورزى گراييده و دوباره به هدف نخست بازگشته است . ] و در فارسى مانند شعر مسعود سعد : همچو من در ميان خلق ضعيف * در ميان نجوم نجم سها گاه گفتم كه مانده شد خورشيد * گاه گفتم كه خفت ماه سما 4 - الإفتنان : الإفتنان هو الجمع بين فنّين مختلفين كالغزل و الحماسه و المدح و الهجاء و التّعزية و التّهنئة كقول عبد اللّه بن همّام السّلولى جامعا بين التّعزية و التّهنئة حين دخل على يزيد و قد مات أبوه معاويه و خلفه هو فى الملك : 4 - افتنان : افتنان جمع‌كردن بين دو فن مختلف مثل غزل و حماسه يا مدح و هجا يا تسليت‌گويى و تبريك‌گويى است . مانند سخن عبد اللّه پسر همام سلولى كه دربر دارندهء تسليت و تبريك است ، وقتى معاويه پدر يزيد مرد و يزيد را جانشين خويش در سلطنت ساخت او بر يزيد وارد گشت و گفت : آجرك اللّه على الرّزية و بارك لك فى العطيّة و أعانك على الرّعيّة فقد رزئت عظيما و أعطيت جسيما فاشكر اللّه على ما أعطيت و اصبر على ما رزيت فقد فقدت الخليفة و أعطيت الخلافة ففارقت خليلا و وهبت جليلا . خداوند تو را بر اين مصيبت پاداش دهد و اين هديه را براى تو مبارك گرداند و تو را براى حكومت بر مردم يارى رساند ، محققا مصيبت بزرگى ديدى و به عطاى سترگى رسيدى پس خداوند را بر آنچه داده شده‌اى سپاس‌گزار و بر آن رخداد غمبار شكيبا باش ؛ تو خليفه را از دست داده‌اى و خلافت را به دست آورده‌اى ، از دوستى جدا شده‌اى و مقام بزرگى عطا شده‌اى . اصبر يزيد فقد فارقت ذاثقة * و اشكر جباء الّذى بالملك أصفاك لارزء أصبح فى الاقوام نعلمه * كما رزئت و لا عقبى كعقباك صبر كن اى يزيد ! همانا از شخص مورد اعتمادى جدا شدى و بخشش آن‌كه به ملك