السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
226
جواهر البلاغة ( فارسى )
عن البلاغة الواضحة با تصرف : با تصرف از كتاب « البلاغة الواضحة » گرفته شده است . « 1 » اكنون به اين كنايهها ژرف بنگريد : « بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما » « 2 » بديهاى آدم و حوا آشكار گشت . كنايه از عورت . « أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ » « 3 » يا زنان را لمس كرديد . كنايه از جماع . « حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ » « 4 » وقتى به آن مىرسند ، گوشها و چشمها و پوستهاى تنشان به آنچه مىكردند گواهى مىدهند . « جلود » كنايه از اعضاى جنسى است . « وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ » « 5 » مادرش ( مريم ) زن بسيار راستگويى بود ، هردو غذا مىخوردند . ( كنايه از اينكه نياز به تخليه داشتند و محدث بودند ) . و حافظ سروده است : ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم * جامه كس سيه و دلق خود ازرق نكنيم مصراع دوم كنايه از لكهداركردن آبروى مردم و آلوده شدن خويش به بدگويى از ديگران است . آسمان كشتى ارباب هنر مىشكند * تكيه آن به كه برين بحر معلق نكنيم « بحر معلق » كنايه از آسمان و روزگار است . اگر به رنگ عقيقى شد اشك من چه عجب * كه مهر خاتم لعل تو هست همچو عقيق عقيقرنگ شدن اشك ، كنايه از خونين شدن دل و اشك است .
--> ( 1 ) - البلاغة الواضحه ، ص 131 و 132 ( 2 ) - اعراف ، 22 ( 3 ) - مائده ، 6 ( 4 ) - فصلت ، 20 ( 5 ) - مائده ، 75