السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
183
جواهر البلاغة ( فارسى )
گردد استعاره در رتبهء مطلقه قرار مىگيرد ؛ زيرا با تعارض ، هردو ساقط مىشوند همانگونه كه شرح آن گفته شد . و همانطور كه اين تقسيم در تصريحيّه جريان مىيابد در مكنيه نيز جارى مىگردد . توضيح : جريان ترشيح در مكنيه مانند : « نطق لسان الحال بكذا » زبان حال چنين گفت ، « حال » به « انسان » تشبيه شده است ؛ و اثبات « لسان » براى حال تخييل و « نطق » ترشيح است . و مكنيهء مجرده مانند : « نطقت الحال الواضحة بكذا » حال آشكار چنين گفت . در اين مثال « الواضحه » با « حال » كه مشبّه است تناسب دارد و تجريد است . المبحث الثانى عشر فى المجاز المرسل المركب المجاز المرسل المركب هو الكلام المستعمل فى غير المعنى الذى وضع له لعلاقة غير المشابهة مع قرينة مانعة من ارادة معناه الوضعى . بحث دوازدهم دربارهء مجاز مرسل مركب است . مجاز مرسل مركب سخنى است كه در غير معنايى كه براى آن وضع گرديده است به كار رود براى علاقهاى ( مناسبت ، پيوندى ) كه مشابهت و همانندى نيست ، همراه با قرينهاى كه بازدارنده از ارادهء معناى وضعى است . و يقع اولا فى المركبات الخبرية المستعملة فى الانشاء و عكسه لاغراض . و نخست در تركيبهايى واقع مىشود كه براى هدفهايى در انشاء استعمال شده است يا تركيبهاى انشايى كه براى اغراضى در خبر به كار رفته است . 1 - منها التحسر و اظهار التأسف كما فى قول الشاعر : 1 - از آن اهداف ، افسوس خوردن و اظهار اندوهگين بودن است . همانگونه كه در سخن شاعر آمده است : ذهب الصبا و تولّت الايّام * فعلى الصبا و على الزمان سلام جوانى گذشت و روزگار پشت كرد ، پس بر جوانى و بر زمان درود باد . توضيح : دو جملهء « ذهب الصّبا » و « تولت الايّام » خبريّه است ليكن براى غرض اظهار تأسف در انشاء به كار رفته است . فانّه و ان كان خبرا فى اصل وضعه الّا انه فى هذا المقام مستعمل فى انشاء التحسر و